برگردان به زبان ساده
چو دستان برکشد مرغ صراحی
برآید نوحهٔ مرغ از نواحی
هوش مصنوعی: وقتی که پرنده به پرواز درآید، صدای نوحهاش از دور شنیده میشود.
قدح در ده که چشم مست خوبان
قد اتّضحت لنا ای اتّضاح
هوش مصنوعی: باده را بنوش که چشمهای مست زیباییها همچون صبح روشن شده است و ما را به روشنی حقیقت دعوت میکند.
الا والله لا اسلو هواهم
و لا اصبوا الی قول اللّواح
هوش مصنوعی: به خدا قسم، من هرگز از عشق آنها دور نخواهم شد و به حرفهای سرزنشکننده بیتوجهی نخواهم کرد.
ملامت میکنندم پارسایان
الام الام فی حبّ الملاح
هوش مصنوعی: مردم پاکدل و پرهیزکار مرا به خاطر عشق به زیباییها سرزنش میکنند.
کجا قول خردمندان کنم گوش
که سکران نشنود گفتار صاحی
هوش مصنوعی: کجا میتوانم از عقل و دانایی حرف بزنم وقتی که مستی نمیتواند سخن فرد بصیر را بشنود؟
عدولی عن محبتم فسادی
و موتی فی مضاربهم صلاحی
هوش مصنوعی: اگر از عشق من سرپیچی کنی، فساد و نابودی تو در دستهای دیگران، به نفع من خواهد بود.
دلم جان از گذار دیده در باخت
ولیس علیه فیه من جناح
هوش مصنوعی: دل من از دیدن یک جهان بینهایت ناامید است، اما در این حال، هیچ چیزی نمیتواند مرا از مسیر خود منحرف کند.
زهی از عنبر سارا کشیده
رقم بر گرد کافور رباحی
هوش مصنوعی: عطر دلنشین عنبر از سارا به مشام رسیده و زیباییاش بر برف سفید کافور تأثیر گذاشته است.
مغلغلةٌ الی مغناک منّی
هنا من مُبلغ شروی الرّیاح
هوش مصنوعی: شنیدم که صدای بادی به سوی محبوبم میوزد و خبرهایی از او به من میرساند.
چه مشک آمیزی ای جام صبوحی
چه عنبر بیزی ای باد صباحی
هوش مصنوعی: ای جام نوشیدنی چه رایحه شیرینی داری! ای نسیم صبحگاهی چه عطر خوشی از تو میآید!
تَهبّ نسائم و الورقُ ناحت
و شوّقنی الصّبوح الی الصّباح
هوش مصنوعی: نسیمها میوزند و برگها به ناله درآمدهاند و اشتیاق مرا به صبح و روشنیاش بیشتر میکند.
بده ساقی که گل برقع برافکند
و فاح الرّوض و ابتسم الاقاحی
هوش مصنوعی: به من بنوشان، تا گلی پردهاش را کنار بزند و عطر گلزار به مشام برسد و گلها لبخند بزنند.
ز میخواران کسی را همچو خواجو
ندیدم تشنه بر خون صراحی
هوش مصنوعی: در میان میخواران، هیچکس را مانند خواجو ندیدم که اینگونه به شدت برای نوشیدن شراب مشتاق و تشنه باشد.