برگردان به زبان ساده
ای از شب قمرسا برمه نقاب بسته
پیوسته طاق خضرا بر آفتاب بسته
هوش مصنوعی: ای ماهی که در شب، چهرهات را پوشاندهای و همیشه در زیر طاق سبز، در حال درخشش در برابر آفتاب هستی.
از قیر طیلسانی بر مشتری کشیده
بر مهر سایبانی از مشک ناب بسته
هوش مصنوعی: بر روی سیاره مشتری، سایبانی از مشک خالص ساخته است که مانند قیر و با ظاهری لطیف و نرم به نظر میرسد.
جعد تو هندوانرا بر دل کمین گشوده
چشم تو جاودانرا بر دیده خواب بسته
هوش مصنوعی: موج و انحنای موهای تو دل را به تنگنا میکشد و نگاه تو همیشه در برابر چشمهایی که خوابشان بسته است، باز و روشن است.
اشک محیط سلیم خون از فرات رانده
واه سهیل سوزم ره بر شهاب بسته
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویرسازی زیبایی اشاره شده است. زندگی سلیم و پاک مانند آبی زلال است که از فرات، رودخانهای پاک و جاری، دور شده است. ستارهای به نام سهیل در آسمان میدرخشد و دل شاعر را میسوزاند، گویی که راه او به سمت ستارهای درخشان و دور بسته شده است. این احساسات به نوعی حاکی از فقدان و دوری از آرامش و زیبایی است.
از روی لاله رنگم بازار گل شکسته
وز لعل باده رنگت کار شراب بسته
هوش مصنوعی: چهرهام مانند لاله است و بازار گل را خراب کرده است، و رنگ شراب از لبهای تو به دست آمده و کار آن را کامل کرده است.
زلفت بدلگشائی از دل گره گشوده
خطّت بنقشبندی نقشی بر آب بسته
هوش مصنوعی: زلفت گشاینده دل من است و خط زیبایت نقشی بر آب را به یادگار گذاشته است.
آن سرکشان هندو وان هندوان جادو
راه خطا گشاده چشم صواب بسته
هوش مصنوعی: آن دسته از سرکشهای هندی و هنرمندان جادوگری که در مسیر نادرست قدم میزنند، چشمانشان به روی حقیقت بسته است و راه صحیح را نمیبینند.
ساغر ز شوق لعلت جانش بلب رسیده
وز شرم آبرویت آتش نقاب بسته
هوش مصنوعی: کاسهای از شوق زیباییات جانش را به لب رسانده و به خاطر شرم آبرویت، آتش را در دلش پنهان کرده است.
خواجو بپرده سوزی نای رباب خسته
مطرب بپرده سازی زخم رباب بسته
هوش مصنوعی: خواجو به پردهای با نای ربابی که خسته و دلشکسته است، اشاره میکند. مطرب در تلاش است تا زخمی که بر دل رباب نشسته را با نغمههای موسیقی درمان کند.