برگردان به زبان ساده
ای سر زلف تو در حلقه و تاب افتاده
چنبر جعد تو از عنبر ناب افتاده
هوش مصنوعی: موهای تو به صورت حلقه و پیچ در آمدهاند و حالت زیبای آنها به قدری دلنشین است که بویی همچون عطر عنبر را در فضا پخش میکند.
بی نمکدان عقیق لب شورانگیزت
آتشی در دل بریان کباب افتاده
هوش مصنوعی: بدون ظرف نمک، عقیق لبهای دلنشین تو، آتش سوزانی در دل ایجاد کرده که مانند کباب در حال پخت و پز است.
چشم مخمور ترا دیده و برطرف چمن
همچو من نرگس سرمست خراب افتاده
هوش مصنوعی: چشمان خمار تو را دیدهام و در کنار چمن، چون نرگسی سرمست و خراب، افتادهام.
تا غبار خط ریحان تو بر گل دیده
ورق مردمک دیده در آب افتاده
هوش مصنوعی: تا زمانی که غبار عطرت بر گلهای چشمانم نشسته، گویی مردمک چشمانم در آب افتاده است.
دلم از مهر رخت سوخته و زدود دلم
آب در دیده ی گریان سحاب افتاده
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو سوخته و از بین رفته است، احساس من مانند آبی است که از چشمانم میریزد و شبیه بارانی است که میبارد.
سوی گیسوی گرهگیر تو مرغ دل من
بهوا رفته و در چنگ عقاب افتاده
هوش مصنوعی: دل من به طرف موهای پیچی تو پرواز کرده و حالا در چنگال یک عقاب گرفتار شده است.
قدح از دست تو در خنده و از لعل لبت
هوسی در سر پر شور شراب افتاده
هوش مصنوعی: جامی که در دست توست، حاکی از شادی و خنده است و از زیبایی لبهای تو میلی در دل من به وجود آمده که مانند شوری در شراب غلیظ است.
بی نوایان جگر سوخته را بین چون دعد
دل محنت زده در چنگ رباب افتاده
هوش مصنوعی: افراد بیچاره و رنجکشیده را ببینید که چطور دلی پر درد دارند و ناامیدانه در دام مشکلات خود گرفتار شدهاند.
شد ز سودای تو موئی تن خواجو وان موی
همچو گیسوی تو در حلقه و تاب افتاده
هوش مصنوعی: از عشق تو، موهای تن خواجو به حالت دگرگونهای در آمده و آن موها همچون گیسوی تو در حلقه و پیچ و تاب افتادهاند.