برگردان به زبان ساده
نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
تا شدم بنده ات آزاد ز سرو چمنم
هوش مصنوعی: بیتو، هیچ میلی به گل و برگ سمن ندارم، چون با عشق تو، حتی از سرو چمن هم آزاد شدهام.
منکه در صبح ازل نوبت مهرت زده ام
تا ابد دم ز وفای تو زنم گر نزنم
هوش مصنوعی: من در آغاز روزگار، محبت تو را برگزیدهام و تا ابد برای وفاداری به تو سخن خواهم گفت، حتی اگر نتوانم این کار را انجام دهم.
جان من جرعه ی عشق تو نریزد بر خاک
مگر آنروز که در خاک بریزد بدنم
هوش مصنوعی: جان من هرگز جرعهای از عشق تو را بر زمین نخواهد ریخت، مگر روزی که جسمم در خاک قرار گیرد.
گر مرا با تو بزندان ابد حبس کنند
طرّه ات گیرم و زنجیر بهم در شکنم
هوش مصنوعی: اگر مرا به تنهایی در زندان ابد هم نگهدارند، موهایت را میگیرم و زنجیرها را پاره میکنم.
بار سر چند کشم بی سر زلفت بر دوش
وقت آنست که در پای عزیزت فکنم
هوش مصنوعی: من چقدر میتوانم بار سنگینی را بر دوش خود تحمل کنم، در حالی که زیبایی زلف تو بر من سنگینی میکند؟ وقت آن رسیده که تسلیم عشق تو شوم و همه چیز را در پای تو بگذارم.
چون سر از خوابگه خاک بر آرم در حشر
بچکد خون جگر گر فشاری کفنم
هوش مصنوعی: زمانی که از خواب مرگ بیرون میآیم و به قیامت برمیخیزم، اگر فشارم دهند، خون دل من بر زمین خواهد ریخت.
آخر ای قبله صاحب نظران رخ بنمای
تا رخ از قبله بگردانم و سوی تو کنم
هوش مصنوعی: آخر ای معشوقی که ویژگیهای خاصی داری، لطفاً خود را نشان بده تا من نگاه خود را از آنچه که مورد توجه دیگران است برگردانم و به تو معطوف کنم.
بر تنم یک سر مو نیست که در بند تو نیست
گرچه کس باز نداند سر موئی ز تنم
هوش مصنوعی: بر بدن من حتی یک تار مویی نیست که وابسته به تو نباشد، هرچند که هیچکس نمیتواند بفهمد چه ارتباطی بین تار مویی از من و تو وجود دارد.
پیرهن پاره کنم تا تو ببینی از مهر
تن چون تار قصب تافته در پیرهنم
هوش مصنوعی: میخواهم برایت بگویم که چقدر به تو علاقهمندم و این عشق در وجودم چنان شعلهور است که میتوانم حتی لباس خود را پاره کنم تا این احساس را به تو نشان دهم. عشق من به تو به اندازهای عمیق و نمایان است که شبیه تارهای نازکی است که از وجودم در این لباس پیداست.
بسکه می گریم و بر خویشتنم رحمت نیست
گریه می آید ازین واسطه بر خویشتنم
هوش مصنوعی: به خاطر شدت گریهام، بر خودم رحمتی وجود ندارد. به همین دلیل است که این اشکها از این علت بر من میریزد.
چون کنم وصف شکر خنده ی شورانگیزت
از حلاوت برود آب نبات از سخنم
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم زیبایی و شیرینی خندهات را توصیف کنم، چنان دلنشین و دلچسب است که حتی طعم آبنبات در سخنانم محو میشود.
چون حدیث از لب میگون تو گوید خواجو
همچو ساغر شود از باده لبالب دهنم
هوش مصنوعی: وقتی که از سخن شیرین تو صحبت میشود، دهانم مانند جامی پر از شراب پر میشود.