برگردان به زبان ساده
از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
چنگ بر ساز کن و خوش بزن و خوش بسرای
هوش مصنوعی: ای نوازنده، برای دل من موسیقی بزن و با صدای خوش بخوان.
از حریفان صبوحی بجز از مردم چشم
کس نگیرد بمئی دست من بی سر و پای
هوش مصنوعی: از رقبای مینوشی، تنها مردم به چشم میآیند و کسی به من که بیدست و پا هستم، توجهی ندارد.
چنگ اگر زانک ز بی همنفسی می نالد
باری از همنفس خویش چه می نالد نای
هوش مصنوعی: اگر چنگ به خاطر تنهایی و بیهمرنگی مینالد، نای هم چه دلیلی برای نالیدن دارد وقتی که همنفس خود را دارد؟
امشب از زمزمه ی پرده سرا بی خبرم
ای حریفان برسانید بدوشم بسرای
هوش مصنوعی: امشب از صدای نرم و آرام پردهسرا بیخبرم. ای دوستان، به دوشم برسانید تا بخوانم.
گفتم از باد صبا بوی تو می یابم گفت
چون ترا باد بدستست برو می پیمای
هوش مصنوعی: گفتم که از نسیم صبح بوی تو را حس میکنم، او گفت: چون تو با باد در ارتباطی، خودت برو و تماشا کن.
ساربان گر بخدنگم زند از محمل دوست
برنگردم که نترسد شتر از بانگ درای
هوش مصنوعی: اگر سوارکار به من آسیب بزند و من از بار دوست بر زمین بیفتم، هرگز برنمیگردم، زیرا نمیخواهم شتر از صدای ناهنجار بترسد.
چون مرا عمر گرامی بسر آید بی تو
تو هم ای عمر عزیزم به عیادت به سر آی
هوش مصنوعی: زمانی که عمر گرانبهای من به پایان برسد، تو نیز ای عزیزم، به دیدنم بیایید.
جای دل در شکن زلف تو می بینم و بس
لیک هر جا که توئی بر دل من داری جای
هوش مصنوعی: هر جا که تو هستی، قلب من از آن توست و در آرزوی تو قرار دارد. تنها در زلفهای تو میتوانم جایی برای دل پیدا کنم.
چون شدی شمع سراپرده ی مستان خواجو
زاتش عشق بفرسای و تن و جان بفزای
هوش مصنوعی: وقتی که تو مانند شمعی در محفل عاشقان درخشیدی، شعله عشق را روشن کن و روح و جسم خود را پر از زندگی و شوق کن.