برگردان به زبان ساده
ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
سر سبزی خطّ سیهت سر بسر از موی
هوش مصنوعی: ای سبزهای که در موسم خزان پژمردهای، گرداگرد قمر میچرخد و زیبایی تو مانند خطی سیاه بر روی موی سر سبز تو است.
جز پرتو رخسار تو از طرّه شبرنگ
هرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز دیگری جز نور چهرهی تو را از موهای سیاهت نشنیدهایم و هرگز ندانستهایم که ماه چگونه از موی کسی طلوع میکند.
بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوش
افکنده دو صد سلسله بر یکدگر از موی
هوش مصنوعی: بر روی گوش تو، آن سنبل زیبا به طور مجلل و آراستهای انتخاب شده و صدها رشته از موهایش به هم تابیده شده است.
بی موی میانت تن من در شب هجران
چون موی میانت شده باریکتر از موی
هوش مصنوعی: در شب جدایی، بدون موهای تو، تن من به اندازهی موهای تو نازک و ضعیف شده است.
موئی ز میانت سر موئی نکند فرق
تا ساخته ئی موی میانرا کمر از موی
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم متن را به زبان ساده تری بیان کنیم، میتوان گفت: اگر بخشی از کسی به نعمت و خوشی تقسیم شود، دیگر در این تقسیم بندی تفاوتی بوجود نمیآید. باید به این نکته توجه داشت که در کل ساختار، ارتباط میان چیزها وجود دارد و همه چیز به هم پیوسته است.
موئیست دهان تو و از موی شکافی
هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی
هوش مصنوعی: موهای دهان تو به نازکی یک مو است و وقتی که صحبت میکنی، لؤلؤهایی که از آن جدا میشود، از مو نیز نرمتر و زیباتر هستند.
بیرون ز میان تو که ماننده موئیست
کس بر تن سیمینت نبیند اثر از موی
هوش مصنوعی: هر کسی که از بین تو خارج شود، مانند مویی است که کسی بر روی پوست نقرهای تو اثر آن را نمیبیند. یعنی وجود تو به قدری خاص و برجسته است که کسی قادر نیست تأثیری از دیگران را بر تو مشاهده کند.
خواجو چو بوصف دهنت موی شکافد
یک نکته نگوید ز دهانت مگر از موی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی دهان تو وصف میشود، موهایم به خاطر آن باز میشود و هیچ نگفتهای از دهانت برنمیآید جز زیبایی خودت.