برگردان به زبان ساده
چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
نه محض جوهر روحی که روح جوهر جانی
هوش مصنوعی: چگونه به تو بگویم که تو مانند یک سرو زیبا و باوقار هستی، نه فقط به خاطر اینکه وجودی روحانی داری، بلکه چون جان تو روحی زنده و پرشور است.
کدام سرو که گویم براستی بتو ماند
که باغ سرو روانی و سرو باغ روانی
هوش مصنوعی: کدام درخت سرو را میتوانم بگویم که واقعاً به تو شبیه است، در حالی که تو همچون درخت سروی در باغ هستی و خود باغ نیز به تو شبیه است.
تو آن نئی که توانی که خستگان بلا را
بکام دل برسانی و جان بلب نرسانی
هوش مصنوعی: تو مانند نایی هستی که میتوانی خستگان و دلشکستهها را به آرزوهایشان برسانی، اما نمیتوانی جان خودت را در این راه فدای آنها کنی.
چه جرم رفت که رفتی و در غمم بنشاندی
چه خیزد ار بنشینی و آتشم بنشانی
هوش مصنوعی: چه گناهی مرتکب شدم که باعث شدی بروی و در دل من غم را جا بدهی؟ اگر دوباره برگردی، آیا آتش عشق من را خاموش میکنی؟
برون نمی روی از دل که حال دیده ببینی
نمی کشی مگر از درد و حسرتم برهانی
هوش مصنوعی: تو از دل من بیرون نمیروی، مگر اینکه حال دلت را ببینی. تنها در صورتی میتوانی دل را آرام کنی که از درد و حسرت من برهانی.
زهر که دل برباید تو دل رباتر ازوئی
ز هر چه جان بفزاید تو جان فزاتر از آنی
هوش مصنوعی: اگر کسی دلی را بشکند و آن را از تو بگیرد، تو باید دلی نیرومندتر از او داشته باشی. و اگر چیزهایی وجود دارند که جان را تقویت میکنند، تو باید جانت را از آنها قویتر کنی.
نهاده ام سر خدمت بر آستان ارادت
گرم بلطف بخوانی و گر بقهر برانی
هوش مصنوعی: سرم را به خدمت تو گذاشتهام، اگر با لطف و محبت به من توجه کنی، خوشحال میشوم و اگر با خشم و قهر هم با من رفتار کنی، باز هم نگران نیستم.
اگر امان ندهد عمر و بخت باز نگردد
کجا بصبر میسر شود حصور امانی
هوش مصنوعی: اگر عمر و شانس اجازه ندهند و برنگردند، در کدامین مکان میتوان با صبر به آرامش و امنیت دست یافت؟
مکن ملامت خواجو بعشقبازی و مستی
که برکناری و دانم که حال غرقه ندانی
هوش مصنوعی: نباید خواجو را به خاطر عشقبازی و میگساری سرزنش کنی، زیرا تو خود جدا هستی و میدانم که حال و روز غرقه در این عشق را نمیفهمی.