برگردان به زبان ساده
مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای
شبست یا خم آن طرّه قمر فرسای
هوش مصنوعی: آیا این چهره، مانند ماه است یا نور آفتاب، که در دل شب میدرخشد؟ یا اینکه این موهای مجعد، شبیه به قمر است که بر اسب خویش رکاب میزند؟
مرا مگوی که دل در کمند او مفکن
بدان نگار پریچهر گو که دل مربای
هوش مصنوعی: زبان عاشقانه این بیت به ما میگوید که به من نگو دل خود را در دام او نیندازم. به آن چهره زیبا بگو که دل من به قدری شیرین و دلپذیر است که نمیتوانم در مقابلش مقاومت کنم.
چه سود کان مه محمل نشین نمی گوید
که بیش ازین مخروش ای درای هرزه درای
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که آن ماه که بر صورتش مینشیند، نمیگوید که دیگر از این احوال خود را رها کن ای صاحب مال بیفایده؟
مرا بزلف تورایست از انک طوطی را
گمان مبر که بهندوستان نباشد رای
هوش مصنوعی: من به خاطر زلف محبوبم به حالت طوطی عشق ورزیدهام، اما فکر نکن که او تنها به خاطر زیباییاش به هندوستان سفر کرده است.
نوای نغمه ی چنگم چه سود چون همه شب
خیال زلف توام چنگ می زند در نای
هوش مصنوعی: صدای سازم چه فایدهای دارد وقتی که تمام شب تنها در خیال زلف تو هستم و قلبم به یاد تو میتپد.
ببوی زلف سیاهت بباد دادم عمر
مرا که گفت که بنشین و باد می پیمای
هوش مصنوعی: بوی زلف سیاه تو را به نسیم سپردم و عمرم را هم به خاطر گفتاری که شنیدم، در انتظار نشستن و نوشیدن باد تقدیم کردم.
اگرچه عمر منی ای شب سیه بگذر
و گرچه جان منی ای مه دو هفته برای
هوش مصنوعی: اگرچه تویی شب تار و سیاه زندگی من، بگذار بگذرد و اگرچه تویی روشنی و جان من، ای ماه دو هفته، پس از تو هم خواهد گذشت.
چو روشنست که عمر این همه نمی پاید
مرا چو عمر عزیزی تو نیز بیش مپای
هوش مصنوعی: از آنجا که روشن است عمر من اینقدر طولانی نخواهد بود، عمر تو نیز نباید بیش از این ادامه یابد.
خوشا بفصل بهاران فتاده وقت صبوح
نوای پرده سرا در هوای پرده سرای
هوش مصنوعی: در بهار خوشایند است که در زمان صبح، صدای موسیقی از خانه باغ در فضای باغ طنین انداز میشود.
اگر خروش برآرد چو بلبلان خواجو
چه غم خورد گل سوری ز مرغ نغمه سرای
هوش مصنوعی: اگر بلبلان بخوانند و ناله کنند، گل سوری نباید نگران باشد، چرا که نغمهسرایان گل را تحت تأثیر قرار نمیدهند.
ز شور شکّر شعرم نوای عشق زنند
ببوستان سخن طوطیان شکّر خای
هوش مصنوعی: با شادی و لطافت، شعر من صدای عشق را به گوش میآورد و در باغ گفتوگو، سخنوران همچون طوطیانی که شیرینی میگویند، سرودههای دلنشین دارند.