برگردان به زبان ساده
شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
بریز خون صراحی بیار باده ی باقی
هوش مصنوعی: شب است و خلوت و نور ماه و ساغر. ای معشوقه ساقی، خون را در پیاله بریز و بادهی باقی را بیاور.
خوشا بوقت سحر بر سماع بلبل شب خیز
شراب راوقی از دست لعبتان رواقی
هوش مصنوعی: در هنگام صبح، خوشا آن زمان که بلبل در شب بیدار میخواند و شراب را از دستان بازیگران در رواق مینوشد.
تو خضر وقتی و شب ظلمتست در قدح آویز
که باده آب حیاتست خاصه از لب ساقی
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصی اشاره شده که در زمان تاریکی و ناامیدی، همچون خضر (شخصیتی که در ادبیات اسلامی به عنوان راهنما و منبع زندگی جاودان شناخته میشود)، باید به سراغ شراب برود. این اشاره به این است که نوشیدن شراب از دست ساقی، میتواند به فرد حیات بخشیده و امید را در دلش زنده کند. در واقع، در شرایط سخت و تاریک، یافتن منابع شادی و انرژی (نظیر باده) میتواند راهی برای تحمل و از نو زنده شدن باشد.
نوای نغمه ی عشاق از اصفهان چه خوش آید
مرا که میل عراقست و شاهدان عراقی
هوش مصنوعی: صدای عاشقانه عاشقان از اصفهان چقدر برایم دلنشین است، زیرا تمایل به عراق و زیباییهای آنجا دارم.
دوای درد جدائی کجا بصبر توان کرد
بیار شربت وصل ار طبیب درد فراقی
هوش مصنوعی: چگونه میتوان با صبر به درمان درد جدایی پرداخت؟ بیا و شربت وصال را بیاور، ای طبیب درد جدایی.
مقیم طاق دو ابروی تست مردم چشمم
و گرچه جفت غمم بیتو در زمانه تو طاقی
هوش مصنوعی: دو ابروی تو مانند طاقی است که من در آنجا ساکن هستم. مردم چشمانم، و با اینکه غم من در این دنیا دو برابر شده، زیبایی تو همچنان در نظر من میدرخشد.
کجا بگرد سمندت رسد پیاده ی مسکین
بدین صفت که تو گردون خرام برق براقی
هوش مصنوعی: کجا میچری که اسب نیرومند تو به ناچار به پیادهروی یک بیچاره میرسد؟ تو با این ویژگیات همچون آسمان درخشان و سریع هستی.
تو آفتاب بلندی ولی زوال نداری
تو ماه مهرفروزی ولی بری ز محاقی
هوش مصنوعی: تو مانند آفتاب هستی که همیشه در اوج و درخشانی، و هرگز از بین نمیروی. همچنین مانند ماهی هستی که نورش را پراکنده میکند و هرگز به کسوف نمیافتد.
تو خون خواجو اگر می خوری غریب نباشد
که از نتیجه ی خونخوارگان جنگ براقی
هوش مصنوعی: اگر تو از خون خواجو تغذیه میکنی، نباید احساس غریبی کنی، چون این نتیجهی خونریزی و جنایات جنگجویان است.