برگردان به زبان ساده
خوشا کشته بر طرف میدان او
بخون غرقه در پای یکران او
هوش مصنوعی: چه عالی است کشتهای که بر طرف میدان افتاده و در خون خود غرق شده، در حالی که در کنار او یک دشت وسیع وجود دارد.
خدنگی که گردد ز شستش رها
کنم دیده را جای پیکان او
هوش مصنوعی: اگر تیغی که از دستش رها میشود، به چشمانم آسیب بزند، از قضاوت و نگاه کردن به آن دست برمیدارم.
بشمشیر کشتن چه حاجت که صید
حریصست بر تیر باران او
هوش مصنوعی: برای کشتن با شمشیر نیازی نیست، چرا که شکار به شدت به تیراندازی نیاز دارد و در وضعیت بارش تیرهاست.
بر آنم چو شرطست در کیش ما
که قربان شوم پیش قربان او
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم اگر این شرط در مکتب ما وجود دارد، که برای او قربانی شوم، همانطور که دیگران برای او قربانی میشوند.
مرا در جهان خود دلی بود و بس
کنون خون شد از درد هجران او
هوش مصنوعی: در زندگیام تنها یک دل داشتم که حالا به خاطر درد جدایی او به خون تبدیل شده است.
ره کعبه ی وصل نتوان برید
که حدّی ندارد بیابان او
هوش مصنوعی: راه رسیدن به کعبه وصال را نمیتوان قطع کرد؛ زیرا بیابان این عشق حد و مرزی ندارد.
گرت جوشن از زهد و تقوی بود
ز جان بگذرد تیر مژگان او
هوش مصنوعی: اگر زهد و تقوایت مثل زرهای باشد که تو را از آسیبها محافظت میکند، اما تیر نازک مژگان او بتواند از جانت بگذرد، دیگر این زره به چه کار میآید؟
بدوران او توبه ی اهل عشق
ثباتی ندارد چو پیمان او
هوش مصنوعی: دورهی او برای عاشقها توبهای پایدار نیست، مثل پیمانی که او بسته است.
ز مستان او هوشمندی مجوی
که مستند از چشم مستان او
هوش مصنوعی: به دنبال فرد باهوش و هوشیار نرو، زیرا او تحت تاثیر عشق و حالتی شبیه به مستی قرار دارد و در واقع توانایی درک واقعیات را ندارد.
مگر او کنون دست گیرد مرا
که از دست رفتم ز دستان او
هوش مصنوعی: آیا او اکنون دست مرا خواهد گرفت، در حالی که من از دستان او دور شدهام؟
گرم چون قلم تیغ بر سر زند
نپیچم سر از خطّ فرمان او
هوش مصنوعی: اگرچه به شدت تحت فشار باشم و مشکلات به من حمله کنند، باز هم از دستور او سرپیچی نمیکنم.
شهیدست و غازی بفتوی عشق
چو شد کشته خواجو بمیدان او
هوش مصنوعی: کسی که در میدان عشق با شور و حرارت جنگیده و جانش را فدای آن کرده، همانا شهید و رزمنده است. وقتی خواجو در این راه قربانی میشود، نشاندهنده وفاداری و تعهد او به عشق است.
چه حاجت که پیدا بگوید که اشک
گواهست بر درد پنهان او
هوش مصنوعی: نیازی نیست که او به طور واضح بگوید چه دردی دارد، چون اشکهایش خود گواهی بر رنج پنهان او هستند.