برگردان به زبان ساده
ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
پرتو روی چو مهت شمع شبستان
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند قبلهای است که پرستندگان خورشید به سوی آن مینگرند، و نورت مانند شمعی است که در شب تار میدرخشد.
تشنه بخون من بیچاره ی مسکین
سنبل سیراب تو برطرف گلستان
هوش مصنوعی: من در حسرت لذت عشق تو هستم و با وجود اینکه به شدت گرسنهام، همچنان به امید دیدن تو و زیباییهایت زندگی میکنم.
با گل رویت چه زند لاله و نسرین
با سر کویت چه کنم گلشن و بستان
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات آنقدر زیاد است که گلها و گیاهان چه میتوانند بگویند؟ من با سر و کار داشتن با معشوق تو، در باغ و باغچه چه میتوانم بکنم؟
طلعت خورشیدوشت یا قمرست این
پسته ی شکّر شکنت یا شکرست آن
هوش مصنوعی: این پسته به شکلی است که یا مانند چهرهی تابناک خورشید است یا مانند ماه روشن. آیا این پستهی شیرین واقعاً شکر است یا خود شکری است از شیرینیهای طبیعی؟
ای تنم از پای درآورده بافسوس
وی دلم از دست برون برده بدستان
هوش مصنوعی: بدن من با احساس ناامیدی از پا درآمده و قلبم در آغوشی ناامید به بیرون از وجودم رفته است.
سوز غم عشق تو در مجلس رندان
یاد می لعل تو در خاطر مستان
هوش مصنوعی: آتش درد عشق تو در جمع دوستان بیخیال، یاد نوش لبت در دل نوشخوران باقی مانده است.
گر میم از پای در آرد نبود عیب
در سر سرخاب رود ستم دستان
هوش مصنوعی: اگر میم (میوند) از پای خود فرود آید، عیبی در سر نخواهد بود و سرخود را به سوی رود ستم دستان میبرد.
خواجو اگر جان بدهد در غم عشقت
داد وی از زلف کژ سرزده بستان
هوش مصنوعی: خواجو در عاشقانه غم جان دادن را به خاطر عشق میپذیرد و از زلف منحنی محبوبش میخواهد که برگی از باغ عشق بگیرد.