برگردان به زبان ساده
بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
با پسته ی شیرین ز شکر شور برانگیز
هوش مصنوعی: لبان شیرین و زیبا را با خندهات بگشای، همچون شکری که طعمی دلنشین دارد. این لبها را به شوق شیرینی و لذتی که در دل دارد، برانگیز.
تلخست مِی از دست حریفان تُرُش روی
در ده قدحی از لب شیرین شکر ریز
هوش مصنوعی: شراب از دست دشمنان تلخ و ناخوشایند است، اما یک جرعه از دهان کسی که لبهایی شیرین و شکرین دارد، بسیار دلپذیر و خوشایند است.
بنشست زباد سحری شمع شبستان
ای شمع شبستان من غمزده برخیز
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی در شبستان آمد و ای شمع شبستان، تو که غمگین هستی، برخیز و روشنایی را به ارمغان بیاور.
بفشان گره طرّه ی مشکین پریشان
وز سنبل تر غالیه بر برگ سمن ریز
هوش مصنوعی: موهای مشکین و پریشان خود را به اطراف بریز و از عطر سنبل، بر روی برگ سمن بپاش.
آن دل که بیک تیر نظر صید گرفتی
از سلسله ی سنبل شوریده در آویز
هوش مصنوعی: دل او که با یک نگاه تو به دام افتاده، همچون گلی سرزنده در زنجیری آویزان شده است.
ای آب رخم برده از آن لعل چو آتش
وی خون دلم خورده بدان غمزه ی خونریز
هوش مصنوعی: ای آب رخ من از آن لعل (لب) مانند آتش شده و خون دل من را به خاطر آن غمزهی خونریز خود خوردهای.
گویند که پرهیز کن از مستی و رندی
با نرگس مستت چه زند توبه و پرهیز
هوش مصنوعی: میگویند از نوشیدن و خوشگذرانی دوری کن، اما با نرگس زیبای خودت چه توبه و پرهیزی میتوانی داشته باشی؟
فرهاد اگرش دست دهد دولت شاهی
بی شکّر شیرین چه کند ملکت پرویز
هوش مصنوعی: اگر فرهاد به قدرت و مقام شاهی برسد، بدون وجود شیرین، دیگر چه فایدهای برای او خواهد داشت که به سرزمین پرویز ruling برگردد؟
خواجو چه کنی ناله و فریاد جگر سوز
گُلرا چه غم از نعره ی مرغان سحرخیز
هوش مصنوعی: خواجو، در اینجا به چه درد و دل کردن و ناله و فریاد بیهوده میپردازی؟ چه غمی برای گل وجود دارد در برابر نغمههای پرندگان صبحگاهی؟