برگردان به زبان ساده
گل اندامی که گلگون می دواند
بدان نازک تنی چون می دواند
هوش مصنوعی: گلی که با زیبایی و نازکی خود میرقصد، همانند میرقصند که لطافت و ظرافت خاصی دارد.
بگاه جلوه از چابک سواری
فرس بر شاه گردون می دواند
هوش مصنوعی: زمانی که اسب چابکی خود را به نمایش میگذارد، در واقع بر گردونه آسمانی میتازد و حرکت میکند.
مگر خونم بخواهد ریخت امشب
که بر عزم شبیخون می دواند
هوش مصنوعی: شاید امشب مقدر باشد که خونم بریزد، زیرا حوادث سخت و ناگهانی در پیش است و من در حال آمادهسازی برای مقابله با آنها هستم.
چو گلگون سرشکم مردم چشم
زراه دیده بیرون می دواند
هوش مصنوعی: به مانند گلی که از چشمانم اشک میریزد، مردمک چشمم به سرعت از دید، فرار میکند.
چنانش گرم رو بینم که چون آب
دمادم تا بجیحون می دواند
هوش مصنوعی: چنان او را پرانرژی و شاداب میبینم که مانند آبی که همیشه در حال جریان است، بیوقفه و پیوسته به حرکت ادامه میدهد.
برو در خواهد آمد خون چشمم
بدین گرمی که گلگون می دواند
هوش مصنوعی: برو، چشمانم پر از اشک شده و این اشکها به دمایی گرم مانند گل سرخ در حال جاری شدن است.
سپهرم در پی خورشید رویان
بگرد ربع مسکون می دواند
هوش مصنوعی: آسمان من به دنبال چهرهی درخشان خورشید در حال حرکت است و در دنیای مسکونی میچرخد.
چنین کز چشم خواجو می رود اشک
عجب نبود گرش خون می دواند
هوش مصنوعی: اینکه از چشمان خواجو اشک میریزد، چیز عجیبی نیست، اگرچه این اشک شاید مانند خون در حال جاری شدن باشد.