برگردان به زبان ساده
مه را اگر از مشک زره پوش توان کرد
تشبیه بدان زلف و بنا گوش توان کرد
هوش مصنوعی: اگر بتوان به ماه تشبیه کرد که با زرهای از مشک پوشیده شده، میتوان با همین تشبیه به زلف و گوشها نیز اشاره کرد.
چون شکّر شیرین بشکر خنده درآری
جان برخی آن لعل گهر پوش توان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که تو با لبخند شیرین خود همچون شکر برزمی، جان کسانی را به شادمانی و سرور درمیآوری و میتوانی با آن زیبایی و دلربایی، دلهای بسیاری را به دست آوری.
می تلخ نباشد چو ز دست تو ستانند
کز دست تو گر زهر بود نوش توان کرد
هوش مصنوعی: اگر چیزی تلخ باشد و آن را از تو بگیرند، چه بهتر که از دست تو باشد، زیرا اگر حتی زهر باشد، باز هم میتوان آن را نوشید.
حاجت بقدح نیست که ارباب خرد را
از جام لبت واله و مدهوش توان کرد
هوش مصنوعی: احتیاجی به شراب نیست تا انسانهای دانا و فهمیده را از زیباییهای لبان تو مست و شیدا کند.
گر دست دهد شادی وصل تو زمانی
غمهای جهان جمله فراموش توان کرد
هوش مصنوعی: اگر لحظهای فرصتی برای وصال تو دست دهد، میتوان تمام غمهای جهان را فراموش کرد.
بی آتش رخسار تو خون در دل عشّاق
بارو نتوان کرد که در جوش توان کرد
هوش مصنوعی: بدون وجود زیبایی و جذابیت تو، عشق در دل عاشقان به درد و رنج تبدیل میشود و نمیتوان آن را تحمل کرد، چرا که شعله عشق اگر نباشد، فقط غم و اندوه بر جای میماند.
مرغان چمن را چو صبا بوی گل آرد
زنهار مپندار که خاموش توان کرد
هوش مصنوعی: وقتی نسیم بهاری بوی گل را به پرندگان چمن میآورد، مواظب باش که فکر نکنی آنها خاموش و بیصدا خواهند ماند.
از روی توام منع کنند اهل خرد لیک
بر قول بد اندیش کجا گوش توان کرد
هوش مصنوعی: اهل دانایی میگویند که باید از زیباییهای تو دوری کرد، اما در برابر سخنان ناپسند و بیفکری، کسی نمیتواند به راحتی گوش کند.
خواجو تو مپندار که بی سیم زمانی
با سیمبران دست در آغوش توان کرد
هوش مصنوعی: خواجو، نپندار که بدون وجود زیبایی و جذابیت میتوانی با کسانی که زیبا و خوش سیمایند، ارتباطی عمیق و صمیمی برقرار کنی.