برگردان به زبان ساده
چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
چند سازیم چنین بی سر و سامان همه شب
هوش مصنوعی: هر شب من و شمع در کنار هم میسوزیم و در بینظمی و بیثباتی، با هم ساز و نوا داریم.
تا به شب بر سر بازار معلق همه روز
تا دم صبح سرافکنده و گریان همه شب
هوش مصنوعی: در طول شب، تا صبح زود، در بازار معلق و بیهدف گشته و همچنان با سر افکنده و گریان هستم.
سوختم ز آتش هجران و دلم بریان شد
ور نسازم چه کنم با دل بریان همه شب
هوش مصنوعی: من از ناراحتی و دوری معشوق به شدت رنج میبرم و دلم به شدت آتش گرفته است. حالا که نمیتوانم درد دل خود را فراموش کنم، تمام شب را با این دل سوخته و شکسته سپری میکنم.
رشتهٔ جان من سوخته بگسیخته باد
گر ز عشق سر زلفت ندهم جان همه شب
هوش مصنوعی: رگ و جان من به خاطر عشق تو به شدت آسیب دیده و آشفته است. اگر قرار باشد که از عشق تو دست بکشم، حتی یک شب هم نمیتوانم جانم را فدای تو نکنم.
هر شبی کز خم گیسوی توام یاد آید
در خیالم گذرد خواب پریشان همه شب
هوش مصنوعی: هر شبی که یاد تو با موهای پریشت در ذهنم خاطرهها مرور میشود، تمام شب را با خوابهای ناآرام میگذرانم.
تا تو در چشم منی از نظرم دور نشد
ذرهٔ چشمهٔ خورشید درخشان همه شب
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در چشم من هستی، حتی یک لحظه هم از نظرم دور نمیشوی، مانند یک ذره نور از خورشید که در تمام شب میدرخشد.
خبرت هست که در بادیهٔ هجر تو نیست
تکیهگاهم بجز از خار مغیلان همه شب
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو، هیچ جایی برای تکیه کردن ندارم و تمام شب در میان خارهای مغیلان سرگردانم.
به خیال رخ و زلف تو بود تا دم صبح
بستر خواب من از لاله و ریحان همه شب
هوش مصنوعی: تا صبح، در خیال چهره و موهایت، بستر خوابم پر از گلهای لاله و ریحان بود.
در هوای گل روی تو بود خواجو را
همنفس بلبل شبخیز خوشالحان همه شب
هوش مصنوعی: خواجو در هوایی که گل و زیبایی چهرهات را میبیند، همدم بلبل خوشنوا و شبزندهدار است و تمام شب را به سر میبرد.