برگردان به زبان ساده
کجا بود من مدهوش را حضور نماز
که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز
هوش مصنوعی: به کجا میتوانم بروم وقتی خوابآلودهام و متوجه لحظه نماز نیستم، در حالی که نمیدانم آیا در کنار کعبه هستم یا در یک مکان دور از آنکه همان دیر مغان است.
مرا مخوان بنماز ای امام و وعظ مگوی
که از نیاز نمی باشدم خبر ز نماز
هوش مصنوعی: ای امام، مرا به نماز نخوان و موعظهای زحمت نکن؛ زیرا من از نیازمندیهای خود به خوبی آگاه هستم و نیازی به یادآوری آن ندارم.
چو صوفی از می صافی نمی کند پرهیز
مباش منکر دُردیکشان شاهد باز
هوش مصنوعی: بهتر است که مانند صوفیانی که از شراب ناب پرهیز نمیکنند، تو نیز از لذتهای زندگی دوری نکن. نباید منکر اهل دل و عشق و عاشقی شوی که به زیباییها توجه دارند.
بساز مطرب مجلس نوای سوختگان
که بلبل سحری می کند سماع آغاز
هوش مصنوعی: ای نوازنده، موسیقی شاد و دردناک بساز تا سوختگان و عاشقان از آن لذت ببرند، زیرا بلبل سحری گریه و شوق خود را آغاز کرده است.
اگر چو عود توام در نفس بخواهی سوخت
مرا ز ساز چه می افکنی بسوز و بساز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند عود در وجودم بخواهم بسوزم، از ساز چه برایم مینوازی؟ بسوز و بساز.
بدان طمع که کند مرغ وصل خوبان صید
دو دیده ام نگر از شام تا سحرگه باز
هوش مصنوعی: مرغی که به امید وصال زیبایانی به دام میافتد، چشمان من را از غروب تا صبح بیدار و کنجکاو نگه داشته است.
خیال زلف سیاه تو گر نگیرد دست
که بر سر آرد ازین ظلمتم شبان دراز
هوش مصنوعی: اگر خیال زیبایی های زلف سیاه تو به دلم نفوذ نکند، شب دراز این تاریک را بر سرمیآورد و مرا در خود غرق میکند.
تو در تنعّم و نازی ز ما چه اندیشی
که ناز ما بنیازست و نازش تو بناز
هوش مصنوعی: تو در حال لذت و ناز هستی و به ما فکر نمیکنی، اما بدان که ناز و زیبایی ما ریشهای در خلوص و آرامش دارد و ناز تو نیز از دلخوشی و زیبایی تو نشأت میگیرد.
اگر ز خط تو چون موی سربگردانم
ببند و چون سر زلفم بر آفتاب انداز
هوش مصنوعی: اگر از خط زیبای تو مانند مویی بپیچم و آن را به دور گردنم بگردانم، و مانند تار زلف خود، آن را زیر نور آفتاب بیفکنم.
امید بنده ی مسکین بهیچ واثق نیست
مگر بلطف خداوندگار بنده نواز
هوش مصنوعی: امید من، به عنوان یک فرد ضعیف و بیچیز، به هیچ چیز مطمئن نیست جز لطف و محبت خداوند مهربان.
امید بنده ی مسکین بهیچ واثق نیست
مگر بلطف خداوندگار بنده نواز
هوش مصنوعی: بنده ی بیچاره هیچ امیدی به کسی ندارد جز به مهربانی خداوندی که همیشه به بندگانش لطف میکند.
خرد مجوی ز خواجو که اهل معنی را
نظر بعشق حقیقتی بود نه عقل مجاز
هوش مصنوعی: به دنبال خرد از خواجو نباش، زیرا اهل معرفت به عشق حقیقت توجه دارند، نه به عقل ظاهری و مجازی.
گذشت شعر ز شعری و شورش از گردون
چرا که از پی آوازه می رود آواز
هوش مصنوعی: شعر و احساسات از یکدیگر عبور کردند و غوغا از آسمان به خاطر این است که در پی صدا، خود صدا حرکت میکند.