برگردان به زبان ساده
بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز
هوش مصنوعی: دل را در زلف بلند آن محبوب قفل کردیم و دوباره به دام آن معشوق دلنشین افتادیم.
مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق
همچو تذرو گشت گرفتار باز باز
هوش مصنوعی: پرندهای که در باغ عشق به بلبل میماند، حالا مانند پرندهای کوچک و بیپناه در دام شکارچی گرفتار شده است.
با ما اساس عربده و کین نهاده است
آن چشم مست تیغ کش تزکتاز باز
هوش مصنوعی: چشم مست و زیبا به ما نشان میدهد که زرق و برق و زیباییاش باعث بروز خشونت و کینهجویی شده است.
فلفل فکنده است بر آتش بنام ما
آن خال هندوئی سیه مهره باز باز
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره به جذابیت و زیبایی کسی شده است که با وجود تیرگی و رنگ تیرهاش، برای شخص گوینده بسیار دلنشین و جذاب به نظر میرسد. تصویر فلفل بر آتش، نشاندهنده شدت و حرارت عشق یا جذابیت است، و اشاره به "خال هندوئی" نیز به زیبایی و منحصر به فرد بودن چهره آن شخص اشاره دارد.
اکنون که در کشاکش زلفت فتاده ایم
ما و کمند عشق و شبان دراز باز
هوش مصنوعی: اکنون که در جدال و کشمکش با زلفهای تو گرفتار شدهایم و عشق مانند کمندی ما را محاصره کرده است، شبان نیز در این مسیر طولانی است.
مجنون دلش بحلقه ی زنجیر می کشد
دارد مگر بطره لیلی نیاز باز
هوش مصنوعی: مجنون دلش به زنجیر و وابستگی دچار شده است، شاید به خاطر عشق و نیازش به لیلی.
با دوستان ز بهر چه در بسته ئی زبان
باز آی و برگشای سر دُرج راز باز
هوش مصنوعی: با دوستانت به چه دلیلی در را بستهای؟ زبانت را باز کن و رازها را به اشتراک بگذار.
با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود
ما را بسوخت مطربه ی پرده ساز باز
هوش مصنوعی: با ما یک بار به خوبی رفتار کن، زیرا همانطور که بویی از عود میگیرد، ما نیز در آتش موسیقی و نوا سوختهایم.
خواجو دگر بدام غمت پای بند شد
محود گشت فتنه روی ایاز باز
هوش مصنوعی: خواجو به عشق و غم تو گرفتار شده و دوباره زرق و برق چهره ایاز، فتنهانگیز و وسوسهساز گشته است.