برگردان به زبان ساده
لوریی گفت مرا در عرفات
که می و بنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: لوریی به من گفت در روز عرفه، از این پس نه شراب بنوشم و نه بنگ بزنم.
گرچه زنگی لقبم بهر نشاط
عادت زنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: هرچند به عنوان زنگی شناخته میشوم، اما برای شادی و سرزندگی خودم هرگز اجازه نمیدهم که زنگ بزنم یا کسل شوم.
تو گوا باش که چو کردم حج
می گلرنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: تو شاهد باش که وقتی به زیارت خانه خدا بروم، از این به بعد هیچ زیبایی را نخواهم گرفت.
توبه چون بیخ فرو برد به دل
شاخ هر شنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: وقتی توبه در دل عمیق و ریشهدار شود، دیگر هیچ چیز نمیتواند بر روی آن تاثیر منفی بگذارد و من از این به بعد از هیچ چیزی نخواهم ترسید.
دست سلطان خرد بوسه زدم
پای سرهنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: من دست پادشاه حکمت را بوسیدم و از این به بعد، هیچ چیزی از سرهنگ نمیگیرم.
نامور تیغم با جوهر نور
ظلمت ننگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم نامم را به خاطر تاریکی و ننگی که به آن مربوط میشود، لکهدار کنم. تیر و کمان من، روشن و معروف است و به همین دلیل، هرگز چنین عیبی را نمیپذیرم.
صیقل عقل جلا داد مرا
تا دگر زنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: ذهن و فکر من به دور از آلودگی و تیرهگی شده است و حالا دیگر اجازه نمیدهم که از این پس تحت تأثیر مشکلات یا ناراحتیها قرار بگیرم.
شاهد دوست کهش افتاد جهان
در برش تنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: زیبایی محبوب من باعث افتادن و نابودی جهان شده است، اما من دیگر اجازه نمیدهم که این دنیا مرا در چنگ خود بگرفت.
ناخن چنگ گرفتم که دگر
زلف در چنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: من ناخنهایم را به چنگ گرفتم تا دیگر نتوانم زلفت را به چنگ آورم و از این پس از عشق تو دور شوم.
چنگ چون در رسن کعبه زدم
گیسوی چنگ نگیرم پس از این
هوش مصنوعی: وقتی به صدای چنگ، که در کعبه مینوازد، گوش سپردم، دیگر گیسوان آن را محکم نمیگیرم.