برگردان به زبان ساده
هر کجا از خجندیان صدری است
ز آتش فکرت آب میچکدش
هوش مصنوعی: هر جا که کسی از خجند (شهری در تاجیکستان) فکر و اندیشه عمیق و پرشوری دارد، از دلش احساسات و افکارش بهصورت اشک و آب جاری میشود.
خاصه صدر الهدی جلال الدین
کز سخن در ناب میچکدش
هوش مصنوعی: خصوصاً صدر الهدی جلال الدین که سخنش همچون عسل ناب میچکد.
آتش موسی آیدش ز ضمیر
و آب خضر از خطاب میچکدش
هوش مصنوعی: آتش موسی از درون او شعلهور میشود و آب خضر از سخن و گفتارش سرازیر میگردد.
فکر و نطقش چو نکهت لب دوست
ز آتش تر گلاب میچکدش
هوش مصنوعی: اندیشه و سخن او مانند عطر لب دوست است که از حرارت و عشق، گلابی شیرین و دلانگیز به وجود میآورد.
مار زرینش نوش مهره دهد
چون عبیر از لعاب میچکدش
هوش مصنوعی: مار زرین او به گردن مهربانش میپیچد و از زیباییاش مانند عطر خوشبو که از شیرهی آن میچکد، جلوه میکند.
حاسدش آسیاست کز دامن
آب چون آسیاب میچکدش
هوش مصنوعی: حسود کسی است که از دامن آب مانند یک آسیاب، خستگی و آرامش را دریافت میکند.
آسمانی است کز گریبان آب
بر زمین خراب میچکدش
هوش مصنوعی: آسمانی وجود دارد که از آن، آب بر زمین خشک و خراب میریزد.
به لسانش نگر که چون بلسان
روغن دیر یاب میچکدش
هوش مصنوعی: به زبانش دقت کن که مانند روغن دیر به آرامی و به تدریج از او جاری میشود.
خور ز رشک کفش به تب لرزه است
که خوی تب ز تاب میچکدش
هوش مصنوعی: خورشید به قدری زیبا و درخشان است که حتی کفشهایش هم به حسادت میافتند و از آن احساس تب و لرز میکنند؛ این زیبایی آنقدر تاثیرگذار است که گرما و تابش خود را به اطراف منتقل میکند.
شب رخ چرخ پر خوی است مگر
که آن خوی از افتاب میچکدش
هوش مصنوعی: در شب، نمایان شدن چهرهٔ آسمان به زیبایی ستارههاست، گویی این زیبایی از نور خورشید میتابد و به زمین میریزد.
گفت مدحی مرا که از هر حرف
همه در خوشاب میچکدش
هوش مصنوعی: او به من گفت که ستایشی از من دارد که هر کلمهاش همچون شهد شیرین در حال چکیدن است.
موکب ابر چون به شوره رسد
قطرها بر سراب میچکدش
هوش مصنوعی: زمانی که ابرها به مناطق خشک و شورهزار برسند، بارانهایشان بر روی زمینهای بیآب و سراب میریزند.
باد نوروز چون رسد بر گل
شهد تر چون شراب میچکدش
هوش مصنوعی: زمانی که باد بهاری به گلهای زیبا میوزد، عطر شیرین آنها مانند شراب به زمین میچکد.
نم شبنم به گل رسد شبها
هم نمی بر سداب میچکدش
هوش مصنوعی: در شبها، شبنم به گل میرسد، اما در روزها، آب از جوی به او نمیرسد.
بکر طبعش نقاب هندی داشت
کب حسن از نقاب میچکدش
هوش مصنوعی: شخصی که طبع و ذاتی خالص و بیغش دارد، زیباییاش مانند زینتهای هندی است، و زیبایی او به گونهای است که از زیر آن زینتها به وضوح نمایان میشود.
سبزهٔ سر نهاده عرض دهد
هر نمی کز سحاب میچکدش
هوش مصنوعی: سبزهای که بر زمین گذاشته شده، هر قطرهای که از ابرها به آن میچکد، را به نمایش میگذارد.