برگردان به زبان ساده
عتاب رنگ به من نامهای فرستادی
مرا به پردهٔ تشریف راه نو دادی
هوش مصنوعی: تو با کلام خود به من پیامی فرستادی و مرا به دنیای تازهای راهنمایی کردی.
صحیفههای معانی نوشتی و سر آن
به دست مِهر ببستی و مُهر بنهادی
هوش مصنوعی: کتابهایی پر از معانی نوشتی و برای حفاظت از آنها مهر و موم کردی و مهر بر روی آن گذاشتی.
چو نقش عارض و زلف تو، نوک خامهٔ تو
نمود بر ورق روز از شب استادی
هوش مصنوعی: چهره و موهای تو مانند طرحی زیباست که با قلمی نرم بر کاغذ کشیده شده است و مانند نور روز در دل شب میدرخشد.
مرا نمودی کهای پای بست محنت ما
به غم مباش که ما را هنوز بر یادی
هوش مصنوعی: مرا نشان دادی که ای شخصی که به خاطر مشکلات ما در غم نباش، چون ما هنوز به یاد تو هستیم.
مترس اگرچه به صد درد و بند بسته شدی
کنون که بندهٔ مائی ز هر غم آزادی
هوش مصنوعی: نگران نباش، اگرچه به مشکلات و سختیهای زیادی گرفتار شدهای. حالا که به ما وابستهای، از هر اندوهی آزاد هستی.
از آن زمان که بدیدم نگار خامهٔ تو
نگار نامهٔ من گشت نامت از شادی
هوش مصنوعی: از وقتی که زیبای تو را دیدم، نوشتههای من رنگ و بویی دیگر پیدا کرد و نام تو با شادی در آن جا گرفته است.
ز لطفها که نمودی گمان برم که همی
در بهشت بر اهل نیاز بگشادی
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانیهایی که به من نشان دادی، گمان میکنم که تو در بهشت در را به روی نیازمندان باز کردهای.
ز فصلها که نوشتی یقین شدم که همی
دم مسیح بر مردگان فرستادی
هوش مصنوعی: از فصولی که نوشتید، متوجه شدم که هر لحظه روح مسیح را بر روی مردگان به ارمغان میآورید.
دلی که از غم غربت چو دیْر بود خراب
به روزگار تو چون کعبه شد به آبادی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه غم دوری و بیخانمانی، مانند ویرانی دیر را به همراه دارد، در زمان تو، شهر و دیاری چون کعبه، به آبادانی و رونق رسیده است.
ز رغم آنکه مرا در غم تو طعنه زنند
غم تو شادی من شد که شادمان بادی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دیگران به من طعنه میزنند و از غم تو سخن میگویند، اما غم تو برای من شادی به ارمغان آورده است و باعث خوشحالی من شده است.