برگردان به زبان ساده
ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
چون نور دل نماند برون راه چون بری
هوش مصنوعی: ای چشم، وقتی از تاریکی غم بیرون بیایی، مثل نور خواهد بود. اما وقتی که دل نورانی نباشد، دیگر راهی برای بیرون رفتن نیست.
اول چراغ برکن و آنگه چراغ جوی
تا زآن چراغ، راه ز ظلمت برون بری
هوش مصنوعی: ابتدا چراغ را روشن کن و سپس به دنبال نور بگرد تا با آن نور بتوانی از تاریکی بیرون بیایی.
هجران یار بر جگرت زخم مار زد
آن زخم مار نی که به باد فسون بری
هوش مصنوعی: فراق یار چنان بر دل تو اثر کرده است که مانند زخم مار به آن آسیب زده است، اما آن زخم نه از نوعی است که به راحتی فراموش شود یا با جادو و فریب قابل درمان باشد.
آن درد دل که بردهای آنگه عروسی است
در جنب محنتی که ز هجران کنون بری
هوش مصنوعی: درد و غمهایی که در دل داری، به نوعی جشن و سروری است، در مقایسه با رنج و محنتی که از جدایی و دوری تو اکنون به آن دچار شدهای.
خاقانیا حریف فراقی به دستخون
در خون نشستهای چه غمِ دستخون بری
هوش مصنوعی: ای خاقان، تو در حالتی پریشان و غمناکی به سر میبری، در حالی که در جنگ و جدایی غرق هستی. نگران نباش، چرا که در این وضعیت، خون بر دست تو جاریست و عشق و درد را به تصویر میکشد.