برگردان به زبان ساده
از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی
عیسی نهای و روزی صد رنگ برآمیزی
هوش مصنوعی: هر روز رنگ و حالت جدیدی به خود میگیری، ولی تو مانند عیسی نیستی که به معجزه خود را تغییر دهد. تو هر روز به طور مداوم و به دفعات دچار تغییری میشوی.
ده رنگ دلی داری با هر که فراز آئی
یکرنگ شوی حالی چون آب و درآمیزی
هوش مصنوعی: تو در دل خود رنگهای مختلفی داری و با هر کس که روبرو میشوی، به نوعی با او هماهنگ میشوی. به گونهای که مانند آب که میتواند با هر ظرفی سازگار شود، حالت و روحیهات تغییر میکند و با آن فرد یکی میشوی.
هردم جگرم سوزی گر زلف به کار آری
نه مشک خلل گیرد چون با جگر آمیزی
هوش مصنوعی: هر لحظه که زلفت را به کار بگیری، قلبم آتش میگیرد. اگر دمی با دل من درآمیزی، مشک هم لطمهای به خود نخواهد دید.
صد زهر بیامیزی در کام دلم ریزی
چون نوش کنم زهری زآن صعبتر آمیزی
هوش مصنوعی: هرچقدر زهر و تلخی را در دل من بریزی، من آن را مینوشم و طاقت میآورم؛ چرا که تحمل این سختی برایم دشوارتر از نوشیدن زهر نیست.
خود کژدم زلفت را زهری است که جان کاهد
حاجت نبود گر تو زهری دگر آمیزی
هوش مصنوعی: زلف تو همچون کژدمی است که زهرش جان را میگیرد. اگر تو زهر دیگری با آن ترکیب کنی، دیگر حجاب و مانعی وجود نخواهد داشت.
از یک نظر تنها، دل باختهام با تو
جان بازم اگر لطفی با آن نظر آمیزی
هوش مصنوعی: از یک دیدگاه، تنها به تو دل سپردهام و اگر با محبت خود آن نظر را زیبا سازی، جانم را هم فدای تو میکنم.
گر هیچ شبی زآن لب تسکین دلم سازی
از دیده گلاب آرم تا با شکر آمیزی
هوش مصنوعی: اگر هر شبی از آن لبهای شیرین تو آرامش دلم را به دست آورم، از چشمانم گلاب میریزیم تا با شکر ترکیب شود.
شعر تر خاقانی چون در لبت آویزد
گوئی که همی آتش با آب درآمیزی
هوش مصنوعی: شعر خاقانی وقتی بر لبت میآید، مانند این است که آتش و آب را با هم ترکیب کردهای.
قصد در خسرو کن تا چشم سعادت را
از گرد رکاب او کحلالبصر آمیزی
هوش مصنوعی: سعی کن به خسرو نزدیک شوی تا چشم خوشبختیات را از گرد پای او روشن کنی.