برگردان به زبان ساده
گر نه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی
با من دیرینه دوست چند کنی دشمنی
هوش مصنوعی: تو که زود از چیزی سیر میشوی، آیا نمیدانی که من تشنهی خون تو هستم؟ با من که سالها دوست بودهای، چرا اینگونه دشمنی میکنی؟
هست یقینم که من مهر تو را نگسلم
نیست دُرُستم که تو عهد مرا نشکنی
هوش مصنوعی: من مطمئنم که عشق تو را فراموش نخواهم کرد و از طرفی هم مطمئنم که تو هم عهد و پیمان من را نخواهی شکست.
در طلب خون من قاعدهها مینهی
در ره امید من قافلهها میزنی
هوش مصنوعی: تو برای گرفتن خون من، اصول و قواعدی را تعیین میکنی و برای رسیدن به آرزوهایم، کاروانها را به حرکت درمیآوری.
بر پی دونان شوی از سر دون همتی
باز مرا ذم کنی از سر تردامنی
هوش مصنوعی: اگر برای تأمین معیشت خود از هیچ تلاشی دریغ نکنی، چرا از سر حسادت به من بدگویی میکنی؟
دست به شاخ جفا از پی آن بُردیاَم
تا رگ عمر مرا بیخ ز بن برکنی
از آن رو برای من دست به شاخهٔ جفا بُردی، که ریشه
عمرم را از بیخ و بن بکنی.
گر نه منِ مستمند دشمن خاقانیم
بهر چه گفتم که تو دوست عزیز منی
اگر من بیچاره دشمن خاقانی نیستم، پس چرا گفتم که تو دوست عزیز من هستی.