برگردان به زبان ساده
دشوار عشق بر دلم آسان نمیکنی
درد مرا به بوسی درمان نمیکنی
هوش مصنوعی: عشق برای من بسیار سخت و دشوار شده است و تو هیچ تلاشی نمیکنی تا این درد را برطرف کنی؛ حتی با یک بوسه هم نمیخواهی به من کمک کنی.
بسیار گفتمت که زیان دلم مخواه
گفتن چه سود با تو، که فرمان نمیکنی
هوش مصنوعی: بسیار به تو گفتم که رنجیدهخاطر نشوی، اما فایدهای ندارد چون تو به حرفم گوش نمیدهی.
هجر توام ز خون جگر طعمه میدهد
گر تو به خوان وصلش مهمان نمیکنی
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو باعث میشود که دل من از ناراحتی و غم مثل طعمهای در برابر بلاهای زندگی قرار بگیرد، اگر تو به مهمانی وصل و دوستیام نیایی.
با تو حدیث بوسه همان به که کم کنم
کالا حدیث زر فراوان نمیکنی
هوش مصنوعی: میدانم که صحبت کردن درباره بوسه با تو بهتر است، چون کمتر از آن، نمیتوانم از ارزش و زیبایی طلا بگویم.
جان میدهم به جای زر این نادره که تو
از زر حدیث میکنی از جان نمیکنی
هوش مصنوعی: من برای این واقعیت که تو درباره طلا صحبت میکنی، جانم را فدای این چیز باارزش میکنم که تو از آن غافل هستی.
یک چشم زد نباشد کز بهر چشم زخم
قرب هزار جان که تو قربان نمیکنی
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه به کسی چشم بدی نکنیم، برای حفظ جان هزاران نفر هم که شده، تو برای کسی قربانی نخواهی شد.
چون زور آزما شده دست جنون تو
خاقانیا تو فکر گریبان نمیکنی
هوش مصنوعی: وقتی که جنون تو به اوج خودش رسیده و قدرتش را نشان میدهد، تو دیگر به فکر مسائل کوچک و روزمره نیستی.