برگردان به زبان ساده
هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری؟
یا راستتر ز قد تو باشد صنوبری؟
هوش مصنوعی: هرگز نمیتواند شوخی و بازی چشمانت را نادیده گرفت، یا اینکه هیچ چیز به قد و قامت تو نمیرسد.
یا داشت خوبتر ز تو معشوق، عاشقی؟
یا زاد شوختر ز تو فرزند، مادری؟
هوش مصنوعی: شاید محبوبی بهتر از تو داشته باشد یا فرزندی که از تو سرزندهتر باشد.
گر بگذرم به کوی تو روزی هزار بار
بینم نشسته بر سر کویت مجاوری
هوش مصنوعی: اگر روزی هزار بار به کوی تو بگذرم، میبینم که کسی در سر کوی تو نشسته و در کنار توست.
یا دست بر دلی ز تو یا پای در گلی
یا باد در کفی ز تو یا خاک بر سری
هوش مصنوعی: یا دستی از محبت تو بر دل من است یا پایم در گلی و با تو در ارتباطم یا بادی از طرف تو در دستانم است یا خاکی از نشانههای تو بر سرم است.
کردی ز بیدلی تو مرا در جهان سمر
نی بیدلی است چون من و نی چون تو دلبری
هوش مصنوعی: تو به خاطر بیخیالیام به من نشان دادی که در این دنیا چیزی برایم وجود ندارد. بیخیالی کسی مانند من با دلبری کسی مثل تو قابل مقایسه نیست.
نی چون من است در همه عالم ستمکشی
نی چون تو هست در همه گیتی ستمگری
هوش مصنوعی: هیچ کس در جهان به اندازه من در مسأله ستمکشی بینظیر نیست و هیچکس هم به اندازه تو در ستمگری وجود ندارد.
پرّان شود ز زیر کُله زاغ زلف تو
تا برپرد ز بر، دلِ من چون کبوتری
هوش مصنوعی: زلف زیبای تو مانند پرهای زاغ، از زیر سرم آزاد میشود و بر دل من مینشیند، گویی که کبوتر است.
زان زلف عنبرینت رخم چنبری شود
تا پشت من خمیده شود همچو چنبری
هوش مصنوعی: از زلفهای خوشعطر تو، چهرهام مانند چنبر خواهد شد و پشت من بهطرز زیبایی خمیده میگردد، مانند چنبر.
گفتی چرا کشی سر زلف معنبرم
گویم که سازمش ز دل خویش مجمری
هوش مصنوعی: گفتی چرا موهای فر و زیبا تو را میکشم، پاسخ میدهم که میخواهم عاشقانهای را از دل خود بسازم.
گوئی که شکر مَنت آید به آرزو
گویم حدیث در دهنت باد شکری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شکرگزاری به خاطر لطف و نعمتها به زبان آرزوهایم میآید، گویی که در دهان تو گفتنی از شکر وجود دارد.