برگردان به زبان ساده
ز بدخویی دمی خو وانکردی
مراعاتی به جای ما نکردی
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار بد تو، هرگز فرصتی برای من نگذاشتی و به هیچ وجه توجهی به جایگاه من نکردی.
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یک ذره کمتر وا نکردی
هوش مصنوعی: تو هرگز از آن خوی نخستینی که داشتی یک ذره هم کوتاه نیامدی.
به جای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی؟
هوش مصنوعی: در جایی که من به عهد و پیمان تو وفادار ماندم، از بدعهدی تو چه چیزی برایت باقی ماند که هنوز آن را انجام ندادهای؟
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی، کهاینجا نکردی
هوش مصنوعی: من امیدوارم که در آن دنیا لطفی از طرف تو ببینم، چون در این دنیا که انتظار داشتم، چیزی ندیدم.
کجا یک وعدهام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی؟
هوش مصنوعی: کجا قول دادی که در پی هزار امروز، فردا را نیاوردی؟
پی یک بوسه گِرد پایهٔ حوض
بسی گشتم، تو دل دریا نکردی
بسی سر-در-گم و رسوا، در پی بوسهای بودم؛ ولی تو دل به دریا نزدی.
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی
هوش مصنوعی: شنیدی که حال خاقانی چگونه است، اما نتوانستی آن را بر خودت حس کنی.