برگردان به زبان ساده
دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
در کار من قدم ننهادی به پایمردی
هوش مصنوعی: میبینی که هیچ توجهی به من نکردی و در کارهایم هیچ قدمی برنداشتی تا نشاندهندهی مردانگیات باشد.
زنگار غم فشاندی بر جانم و ندیدی
کز چرخ لاجوردی دل هست لاجوردی
هوش مصنوعی: غم تو بر روح و جانم سایه انداخته است، اما تو نمیبینی که دل من همچنان آبی و شاداب است، مانند رنگ آسمان.
روزم سیاه کردی روزی ز روی حرمت
در روی تو نگفتم آخر که تو چه کردی
هوش مصنوعی: یک روز به خاطر حرمت تو و رعایت احترام، لب به سخن نگشودم و نگفتم که چه بلایی بر سر من آوردی.
تا خون من چو آب نخوردی به نوک غمزه
در جستجوی کشتن من آب وانخوردی
تا با نیشتر غمزه خونم را مانند آب نخوردی، برای کشتم آب ننوشیدی.
گفتی که درنوردم یکباره فرش صحبت
فرش نگستریده ندانم که چون نوردی
هوش مصنوعی: گفتی که در یک لحظه تمام محتوای صحبت را به من گوشزد کردی، اما نمیدانم چطور میتوانم این را به یاد بیاورم.
پنداشتم که هستی درمان سینهٔ من
پندار من غلط شد درمان نهای، که دردی
هوش مصنوعی: فکر میکردم که وجود تو میتواند دردی که در دل دارم را درمان کند، اما حالا متوجه شدم که این تصورم اشتباه بوده است. تو نه تنها درمانی نیستی، بلکه دردی بر دردهای من افزودهای.
خاقانی آن توست مکن غارت دل او
کز خانه صید کردن دانی که نیست مردی
هوش مصنوعی: خاقانی متعلق به توست، پس دل او را نشکن، زیرا میدانی که در خانهاش صید کردن نشان مردانگی نیست.