برگردان به زبان ساده
عالم افروز بهارا که تویی
لشکر آشوب سوارا که تویی
هوش مصنوعی: ای نوربخش عالم، تو عامل بهار هستی و تویی که سواران آشوب را هدایت میکنی.
هم شکوفهیْ دل و هم میوهٔ جان
بوالعجبوار بهارا که تویی
هوش مصنوعی: تو هم مانند شکوفهای در دل و هم همچون میوهای در جان، زیبایی و شگفتی بهار را به ارمغان میآوری.
اژدها زلفی و جادو مژگان
کافرا معجزه دارا که تویی
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند اژدهایی است و پلکهای جادوییات مانند سحر و جادو است. تو معجزهای فراتر از همه اینها هستی.
تو شکار من و من کشتهٔ تو
ناوک انداز شکارا که تویی
هوش مصنوعی: تو هدف من هستی و من فدای تیر تو هستم، زیرا تو همان کسی هستی که میزنیم.
کار بر هم زده مردا که منم
زلف در هم شده یارا که تویی
هوش مصنوعی: کارها به هم ریخته است و مردان مردد هستند، چون من زلفی درهم و آشفتهام، و تو، ای یار، کسی هستی که در این آشفتگی حضور داری.
زخم بگذاری و مرهم نکنی
سنگدل زخم گذارا که تویی
هوش مصنوعی: تو زخم بزرگی بر دل من گذاشتی و هیچ درمانی برای آن ننوشتی، ای دل سنگی که میدانی چقدر دردناک است.
کشتیام موی نیازرده به سِحر
ساحر نادره کارا که تویی
هوش مصنوعی: ما برای به دست آوردن آرزوهای خود، به سحر و جادو و نیرویی خاص نیاز داریم و تو تنها کسی هستی که میتوانی به ما در این مسیر کمک کنی.
سوختی سینهٔ خاقانی را
آتش انگیز نگارا که تویی
هوش مصنوعی: دل خاقانی به خاطر زیبایی تو پر از آتش و شعله است.