برگردان به زبان ساده
گر زیر زلفبند او باد صبا جا یافتی
صد یوسف گم گشته را در هر خمی وایافتی
هوش مصنوعی: اگر در زیر زلف او نسیم خوشی به دنیا میآمدی، در هر حلقه زلف او، صد یوسف گم شده را پیدا میکردی.
گر تن مقیمستی برش بیپرده دیدی پیکرش
در آتش جان پرورش باد مسیحا یافتی
هوش مصنوعی: اگر به شرطی که جسم تو در یک مکان ثابت باشد، بدون مانع و پوششی، میتوانی زیبایی او را در آتش عشق ببینی، و در این حالت، جان تو با بقا و همانندیهایی که دکترای روحانی دارند، به حیات دوبارهای همچون مسیح دست مییابد.
گر دل خطی بنگاشتی زلف و لبش پنداشتی
هم عِقد پروین داشتی هم طوق جوزا یافتی
هوش مصنوعی: اگر دلی دچار حالت عشق شود و زیباییهای آن محبوب را ببیند، گویی هم که در آسمان ستارههایی چون پروین را به دست آورده و هم زینتی زیبا مانند طوق جوزا به دست آورده است.
گر شانه در زلف آرَدی از شانه دلها بارَدی
ور آینه بردارَدی آئینه جانها یافتی
هوش مصنوعی: اگر شانهات را در موهای کسی ببری، دلهای زیادی را آماده میکنی و اگر آینهای برداری، میتوانی جانهای انسانها را ببینی.
گر دیده دیدی درگهش خونابه بگرفتی رهش
بودی که روزی ناگهش ار خصم تنها یافتی
هوش مصنوعی: اگر دیدی که درگاه او پر از خون است، باید بفهمی که اگر روزی به تنهایی با دشمنش روبرو شوی، راه او را انتخاب کردهای.
دربارمی در پای او، از دیده هم بالای او
گر در جوار رای او دل صدر والا یافتی
هوش مصنوعی: اگر در پای معشوق، در کنار جام می باشیم و از زیبایی او لذت میبریم، اگر در کنار رأی و نظر او دل بزرگی یافتی، این وضعیت را درک کن.
گر عاشقان محرمش کس عرض کردی بر غمش
هر ذره را در عالمش خاقانیآسا یافتی
هوش مصنوعی: اگر کسی از عاشقانش به غم او سخن بگوید، در هر ذره از این عالم، همانند خاقانی، میتوانی احساس او را بیابی.