برگردان به زبان ساده
کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
ماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی
هوش مصنوعی: تو ابتدا با ما توافقی کردی که خود میدانی، اما بدان که بر اساس آن توافقی که کردی، پابرجا نخواهی ماند.
راندی به گوش اول صد فصل دلفریبم
و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی
هوش مصنوعی: گوشهای تو پر از زیباییهای دلفریب است، اما امروز در چشمان من فقط جاری شدن خون را میبینی.
آن لابههای گرمت ز اول بسوخت جانم
زیرا که همچو آتش، یکسر همه زبانی
هوش مصنوعی: هرچند که در ابتدا صدای ناله و افسردگی تو جانم را به آتش کشید، اما به خاطر شدت احساسی که در آن وجود داشت، نمیتوانستم از تو فاصله بگیرم.
از تو وفا نخیزد، دانی که نیک دانم
وز من جفا نیاید، دانم که نیک دانی
هوش مصنوعی: اگر از تو وفایی نمیبینم، خوب میدانم و میدانم که از من هم ستمی نخواهی دید، چون خوب از حالت آگاه هستی.
از خون من فرستی هردم نوالهٔ هجر
یک ره به خوان وصلم ناکرده میهمانی
هوش مصنوعی: هر بار که از عشق و جدایی من میکاهید، مانند لقمهای از خونی که میریزم، میگذرانید. اما حتی یک بار هم نمیهمان خوان دوستیام نشدهاید.
هستم بر آنکه خود را بیتو ز خود برآرم
هرچند میسگالم تو نیز هم برآنی
هوش مصنوعی: من میخواهم خودم را بدون تو از این حالت جدا کنم، هرچند که میدانم تو هم ممکن است به همین شکل عمل کنی.
خاقانی این جفاها از تو عجب ندارد
کاخر نه در جهانی، پروردهٔ جهانی
هوش مصنوعی: خاقانی، از تو انتظار چنین بیمهری نمیرود، چون تو بهنوعی در این دنیا رشد کردهای و از آن تأثیر گرفتهای.