برگردان به زبان ساده
از زلف هر کجا گرهی برگشادهای
بر هر دلی هزار گره برنهادهای
هوش مصنوعی: هر جا که زلف تو را باز کردهاند، بر دلهای زیادی با آن زیبایی و魅魅ی که توا دارد، هزاران مشکل و تنگنا را آسان کردهای.
در روی من ز غمزه کمانها کشیدهای
بر جان من ز طره کمینها گشادهای
هوش مصنوعی: از چشمانت طعنهای پرتاب کردهای که جانم را هدف قرار داده، و از موهایت به گونهای کمین کردهای که بر من چیره شدهای.
بر هرچه در زمانه سواری به نیکوئی
الا بر وفا و مهر کز این دو پیادهای
هوش مصنوعی: در هر زمینهای که پیشرفت و موفقیت وجود دارد، به جز در مسئله وفا و محبت، که در این دو موضوع، انسانها در نهایت به حالت ناتوانی و ضعف میرسند.
گفتی جفا نه کار من است ای سلیم دل
تو خود ز مادر از پی این کار زادهای
هوش مصنوعی: گفتی که من با تو بدی نکردم، ای انسان خوبدل! اما باید بدانی که تو خود از همان ابتدا به این کارها عادت کردهای.
دیدی که دل چگونه ز من درربودهای
پنداشتی که بر سر گنج اوفتادهای
هوش مصنوعی: آیا متوجه شدی که چگونه دل من را از من گرفتهای؟ آیا گمان کردی که به گنجی دست یافتهای؟
گفتی که روز سختی فریاد تو رسم
سخت است کار بهر چه روز ایستادهای
هوش مصنوعی: تو گفتی که در روزهای سخت، فریاد زدن دشوار است، اما به چه دلیل اینجا منتظری تا روز مصیبت فرا برسد؟
خاقانی از جهان به پناه تو درگریخت
او را به دست خصم چرا باز دادهای
هوش مصنوعی: خاقانی از دنیا به حمایت و پناه تو پناهنده شد، حالا چرا او را دوباره به دست دشمنانش سپردهای؟