برگردان به زبان ساده
ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
وی زلف مشکبارت جانها شکار کرده
هوش مصنوعی: ای چشمهای دلفریب تو، دلها را آشفته کردهای و موهای خوشبو و مشکیات جانها را به دام انداخته است.
از روی همچو حورت صحرا چو خلد گشته
وز آه عاشقانت دریا بخار کرده
هوش مصنوعی: از چهرهای زیبا و شبیه به ماه، مانند دشتهای وسیع بهشتی شده و اشکهای عاشقان، مانند بخاری از دریا به هوا رفته است.
یک وعده در دو ماهم داده که میبیایم
چاکر به انتظارت دو چشم چار کرده
هوش مصنوعی: یک بار قول دادهاند که در دو ماه آینده میآیند و من به خاطر انتظارشان چشمانم را به چهار سمت دوختهام.
مژگان پر ز کینت در غم فکنده دل را
لبهای شکرینت غم خوشگوار کرده
هوش مصنوعی: چشمان پر از کینهات باعث اندوه دل شده و لبهای شیرینت این غم را تبدیل به حس خوشایندی کرده است.
زان زلف اژدهاوش نیشی زده چو کژدم
هرگز که دید کژدم بر شکل مار کرده
هوش مصنوعی: به دلیل زلفهای پیچیده و خیزشهای خطرناک، مانند نیش کژدم، هرگز کسی کژدم را نمیبیند که خود را به شکل مار درآورده باشد.
دل را کمند زلفت از من کشان ببرده
در پیچ عنبرینت آن را فسار کرده
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند کمند دل مرا گرفت و به سوی خود کشاند. در پیچ و تاب عطر دلانگیزت، دل مرا به اسارت درآوردهای.
از سینه و دو دیده رفت این دل رمیده
در زلف بیقرارت شبها قرار کرده
هوش مصنوعی: دل بیقرار و مضطرب من، با وجود زلفهای پریشان تو، در شبها آرامی پیدا نمیکند و تمام وجودم از سینه و چشمانم، در تلاش است تا به تو برسد.
پشت در تو هر شب خاقانی از هوایت
دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده
هوش مصنوعی: هر شب پشت در تو، خاقانی به خاطر عشق تو، دو چشمی شبیه به نرگس را پر از اشک کرده است.