برگردان به زبان ساده
ای دل به جفات جان نهاده
جان پیشکشت جهان نهاده
هوش مصنوعی: ای دل، برای عشق و رنجی که کشیدهای، جان خود را فدای کارها و جهان کردهای.
شهری همه ز آهنین دل تو
قفلی زده بر دهان نهاده
هوش مصنوعی: شهر، با دل آهنین تو، به گونهای بر دهانش قفلی زده که هیچ چیز نتواند از آن خارج شود.
بر طرف لب تو جان عیسی
از نیل و بقم دکان نهاده
هوش مصنوعی: بر لبهای تو، جان عیسی در نیل و بقا معین شده است.
از کوی سوار چون برآئی
شبپوش بر ابروان نهاده
هوش مصنوعی: وقتی از محله سواران خارج میشوی، قسمت تاریک شب با ابروهای کمانی به تو مینگرد.
ترکان کمین غمزهٔ تو
یاسج همه بر کمان نهاده
هوش مصنوعی: ترکان، به طور پنهانی، با نگاه فریبندهات، کمر به تیراندازی بستهاند.
تو عاشق صید و تیغ بر کف
عشاق تو دل بر آن نهاده
هوش مصنوعی: تو به شکار عشاق میپردازی و با سلاحی در دست، دل آنها را به چنگ میآوری.
من پیش تو بر زمین نهم سر
کای پای بر آسمان نهاده
هوش مصنوعی: من برای تو خود را به خاک میزنم، ای کسی که پایت به آسمان رسیده است.
اسب از در من مران و مگذر
هان نعل بهات جان نهاده
هوش مصنوعی: اسب را از در من بران و رد نشو، زیرا که نعل تو را به جانم پیوند دادهام.
خاقانی را در آتش عشق
نعل هوس از نهان نهاده
هوش مصنوعی: خاقانی در آتش عشق خود، خواستههای پنهانی را به نمایش گذاشته است.