برگردان به زبان ساده
در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
در پیشت ایستادم چون شمع سر بریده
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای که بالهایش بریده شده، در دستان تو افتادهام و مانند شمعی که سرش بریده شده، در حضورت ایستادهام.
چشم از تو می بدزدم پیش رقیب گویی
چشم بدم که ماندم از تو نظر بریده
هوش مصنوعی: من به چشمانم اعتماد ندارم و از آنها میخواهم که به رقیب نگاه نکنند، انگار که اگر به او نگاه کنم، دیگر نتوانم تو را ببینم و از عشق تو بیخبر شوم.
از تیغ بیوفایی بینی چو برنشینی
حلق هزار خلقی بر رهگذر بریده
هوش مصنوعی: اگر بر روی تیغ بیوفایی قرار بگیری، میبینی که هزاران نفر در حال گذر از آنجا، به خاطر ناامیدی و بیوفایی، قطعهقطعه شدهاند.
دیدی که تیر غازی مویی چگونه بُرَّد
ای تو میان جانم زان زارتر بریده
هوش مصنوعی: آیا متوجه شدی که تیر غازی چگونه میتواند موی کسی را قطع کند؟ تو که بین جانم هستی، از آنجا که من از ناراحتی و زخم احساس درد و جدایی میکنم.
پیمان مهر بسته هم در زمان شکسته
پیوند وصل داده هم بر اثر بریده
پیمان مهر بسته و در جا آنرا شکسته. قول وصل داده و بی درنگ زیر پا گذاشته.
جان من از خیالت در عالم وصالت
هر دم هزار منزل راه خطر بریده
هوش مصنوعی: عشق تو چنان در جانم نفوذ کرده که هر لحظه برای رسیدن به تو در خطر هستم و راههای بسیاری را طی میکنم.
در سایهٔ رکابت دلها ببین فتاده
بر پایهٔ سریرت سرها نگر بریده
هوش مصنوعی: در زیر سایهٔ حکمت و مقام تو، دلها را ببین که چگونه به پای شخصیت تو افتادهاند و سرهایشان را به احترام تو پایین آوردهاند.
خاقانی از هوایت در حلقهٔ ملامت
زنجیرها گسسته وز یکدگر بریده
هوش مصنوعی: خاقانی به خاطر عشق و محبت تو از تمام زنجیرها و محدودیتها رهایی یافته و از دیگران جدا شده است.