برگردان به زبان ساده
هست به دور تو عقل نام شکسته
کار شکسته دلان تمام شکسته
هوش مصنوعی: عقل و تدبیر در دور تو به حدی ناتوان و پراکنده است که دلهای شکسته و دردمند نیز به شدت احساس شکست میکنند.
عشق تو بس صادق است آه که دل نیست
باده عجب راوق است و جام شکسته
هوش مصنوعی: عشق تو بسیار راستین و واقعی است، اما افسوس که دل من ناتوان است و از شراب عشق لذت نمیبرد، همانطور که جامی که شکسته باشد، نمیتواند چیزی را در خود نگه دارد.
صبح امید مرا به تاختن هجر
برده و در تنگنای شام شکسته
هوش مصنوعی: صبح امید من را با سرعت به دوری و فراق برده و در تاریکی شب من را به زانو درآورده است.
گوهر عمرم شکسته شد ز فراقت
ایمه به صد پاره شد کدام شکسته
هوش مصنوعی: عمر من به خاطر دوری از شما به تکههای کوچک تقسیم شده و از بین رفته است. کدام یک از این تکهها شکستهتر است؟
از تو وفا چون طلب کنم که در این عهد
هست طلسم وفا مدام شکسته
هوش مصنوعی: وقتی از تو میخواهم که به وعده و پیمانت وفادار باشی، میدانم که در این زمانه، وفا همیشه در حال شکسته شدن است.
زیر فلک نیست جنس و گر هست
هست به نوعی ز دهر نام شکسته
هوش مصنوعی: در زیر آسمان چیزی پیدا نمیشود و اگر هم باشد، به نوعی در اثر زمان ارزشش کم شده است.
گویی کی بینم من آسیای فلک را
آب زده، سنگ سوده، بام شکسته
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من در حال مشاهدهی دنیایی هستم که تحت تأثیر حوادث و مشکلات، دچار نقصان و آسیب شده است؛ جایی که آسمان به رغم زیباییاش، مانند آسیاب، فرسوده و شکسته به نظر میرسد.
ای دل خاقانی از سخن چه گشاید
رو که شد اهل سخن تمام شکسته
هوش مصنوعی: ای دل خاقانی، چرا از سخن گفتن خستهای در حالی که همهی اهل سخن به نوعی دل شکسته و غمگین هستند؟