برگردان به زبان ساده
تو چه دانی که از وفا چه نمودم به جای تو
علم الله که جان من چه کشید از جفای تو
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که برای وفای خودم چه کارهایی کردهام، خدا میداند که چقدر از آزارهای تو رنج بردهام.
گذری کن به کوی من، نظری کن به سوی من
بنگر تا به روی من چه رسید از برای تو
هوش مصنوعی: به کوچه و محلهام سری بزن، نگاهی به من بینداز تا ببینی چه بر من گذشته و چه چیزی برای تو در بر دارد.
ز غمت گرچه خستهام، کمر مهر بستهام
دل از آن بر گسستهام که گذارم وفای تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از غم تو خستهام، اما هنوز با عشق تو پیوند دارم. دلام را از این پیوند جدا نکردم تا وفای تو را به یاد داشته باشم.
دلت از مهر گشته شد غمم از حد گذشته شد
چه کنم چون نوشته شد به سرم بر قضای تو
هوش مصنوعی: دل تو از محبت پر شده و غم من بیش از حد طاقت من شده است. نمیدانم چه کنم وقتی که این قضا و سرنوشت برای من نوشته شده است.
چو جهانی به خاصیت تو و وصل تو عاریت
نزند لاف عافیت دل کس در بلای تو
هوش مصنوعی: هرگاه دنیا به ویژگیها و آثاری که از عشق و وصالت میرباید، متکی نباشد، هیچکس در سختیها و مصایب تو نمیتواند ادعای آسایش و سلامت قلبش را بکند.
نیت آن همی کنم که تو را جان فدی کنم
به جهان این ندی کنم که سرم باد و پای تو
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که به خاطر تو جانم را فدای تو کنم و این را در دنیا به همگان نشان دهم که سرم را با پاهای تو تحمل میکنم.
همه رنجی به سر برم چو به کوی تو بگذرم
همه خشمی فرو خورم چو ببینم رضای تو
هوش مصنوعی: هر مشکل و سختی را تحمل میکنم تا فقط به محله تو برسم، و همه عصبانیت و ناراحتیام را فرو میخورم وقتی که خوشنودی تو را ببینم.
تن من گر زیان کند لب تو کار جان کند
دل خاقانی آن کند که بود حکم و رای تو
هوش مصنوعی: اگر جسم من آسیب ببیند، لبهای تو جانم را تازه میکند. دل خاقانی نیز آن چیزی را انجام میدهد که حکم و نظر تو باشد.