برگردان به زبان ساده
دل را به غم تو باز بستیم
جان را کمر نیاز بستیم
هوش مصنوعی: دل را به خاطر غم تو بستیم و جان را با درخواست و نیاز به تو گره زدیم.
تن کو سگ توست هم به کویت
بر شاخ گلش به ناز بستیم
هوش مصنوعی: بدن تو همچون سگی است که در کوی تو حاکم است و بر شاخه گل، با ناز و بخشش نشستهایم.
از دل به دلت رسول کردیم
وز دیده زبان راز بستیم
هوش مصنوعی: ما از دل خود پیامی به دل تو فرستادیم و از چشمانمان به طور خاموش سخن گفتیم.
دیدیم رخت که قبلهٔ ماست
زآنسو که توئی نماز بستیم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره میکند و میگوید که ما به سمت او که اصلیترین محور زندگیمان است توجّه کردهایم و در عشق و محبتش شوق و عبادت داریم. به عبارتی، معشوق برای او مانند یک قبله است که باعث میشود به سمت او در افکار و احساسات خود گرایش پیدا کند.
خونین تُتُق از پی خیالت
بر چشم خیال باز بستیم
هوش مصنوعی: ما برای یادآوری تصویر تو بر چشمان خیالمان، لطمهای عمیق ایجاد کردهایم.
بر بوی خیال زود سِیْرت
خوابِ شبِ دیر یاز بستیم
هوش مصنوعی: بر اثر بوی یاد و خیال، زودتر از خواب شب بیدار شدیم و بدون تأخیر به دنیای واقعیت برگشتیم.
جان از پی گرد موکب تو
بر شه ره ترکتاز بستیم
هوش مصنوعی: ما جانمان را برای دنبال کردن کاروان تو وقف کردهایم و بر سر راه عشق تو به شدت تلاش میکنیم.
مرغی که کبوتر هوائی است
بر گوشهٔ دام باز بستیم
هوش مصنوعی: پرندهای که به طور طبیعی کبوتر است، در گوشهی دام ما گرفتار شده است.
جوری که ز غمزهٔ تو دیدیم
بر عالم کینه ساز بستیم
هوش مصنوعی: ما از نگاه فریبنده تو به شدت تحت تأثیر قرار گرفتیم و به همین خاطر کینه و دشمنی را در دلمان ایجاد کردیم.
خاقانیوار لاشهٔ عمر
بر آخور حرص و آز بستیم
هوش مصنوعی: ما عمر خود را به طمع و آزمندی سپری کردیم و مانند گوسفندانی که در آخور هستند، فراموش کردهایم که چه بر سرمان میآید.