برگردان به زبان ساده
من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
پایم به سر گنج است از مار نیندیشم
هوش مصنوعی: من در جستجوی محبوب خود هستم و به دیگران فکر نمیکنم؛ زیرا پای من به گنجی وصل است و از خطرات آن نمیترسم.
صبرم به عیار او هیچ است و دو جو کمتر
من هم جو زرینم کز نار نیندیشم
هوش مصنوعی: صبر من به اندازهای نیست و از دو قران هم کمتر است؛ من هم مانند طلا هستم که از آتش نمیترسم.
جوجو شدم از عشقش او جو به جو این داند
او را به جوی زین غم غمخوار نیندیشم
هوش مصنوعی: از عشق او به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام و در هر لحظه به یاد او هستم. او به خوبی از احساسات من آگاه است و من دیگر به غم و اندوه خود فکر نمیکنم.
گر زان رخ گندمگون اندک نظری یابم
زین جان که جوی ارزد بسیار نیندیشم
هوش مصنوعی: اگر از چهرهی طلاییات فقط نگاهی بیفکنم، به خاطر این زندگی، ارزشش را دارد که زیاد فکر نکنم.
خاکی دل من خون شد ور خون من اندیشد
اندیشم از آزارش ز آزار نیندیشم
هوش مصنوعی: دل من مانند خاک غمگین و خونین شده است، و اگر خون من در فکر اوست، من از آزار او نمیهراسم و به آن فکر نمیکنم.
گر هیچ رسد بر دل دندان سگ کویش
تشریف سر دندان هر بار نیندیشم
هوش مصنوعی: اگر دندان سگی به دل بیفتد، هر بار که به سر دندانش فکر کنم، نیندیشم.
ور جان ز بن دندان در عرض لبش آرم
هم پیشکشی دانم بازار نیندیشم
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم از زیر دندانهایم به لبش بگذارم، میدانم که این کار برای او ارزشی ندارد و نگرانیای هم برای من نخواهد داشت.
گر کار من از عشقش با شحنه و دار افتد
از شحنه نترسم من وز دار نیندیشم
هوش مصنوعی: اگر عشق او باعث شود که به دست شاهش و دار و دستهاش بیفتم، نه از دست آنها میترسم و نه از مجازات نگرانم.
گر با سر تیغ افتد کار سر خاقانی
بر تیغ سر اندازم وز کار نیندیشم
هوش مصنوعی: اگر کار خاقانی به تیغ برسد، من همواره آمادهام که سر خود را بر تیغ بگذارم و به کار فکر نکنم.