برگردان به زبان ساده
دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
میی به ساغر من همچو آفتاب بریز
هوش مصنوعی: صبح دمیده و وقت نوشیدن شراب فرا رسیده است. همچون آفتاب که نورش را به همه جا میافشاند، شراب را به جام من بریز.
هلال عید بود بر سپهر پا به رکاب
به جام ساقی گل چهره می شتاب بریز
هوش مصنوعی: هلال عید بر آسمان در حال درخشیدن است و مانند سوارکاری آماده، به سمت جلو حرکت میکند. در این زمان، ساقی با شتاب در حال ریختن شراب به جام است که چهرهاش مانند گل زیبا و جذاب است.
نقاب برفکن و آتشی به جانم زن
ز دیدهٔ تر من همچو شمع، آب بریز
هوش مصنوعی: نقابت را بردار و آتشی به دل من بزن. از چشمان پر از اشکم مثل شمع، آب بریز.
دلم ز دست تو آباد گر نمیگردد
بیار آتش و درخانهٔ خراب بریز
هوش مصنوعی: اگر دل من از عشق تو شاد و سرزنده نمیشود، پس بیا آتش بیاور و بر این خانه خراب بریز.
لب تو داد به دستم قدح ز شربت قند
در او ز روی عرقناک خود گلاب بریز
هوش مصنوعی: تو لبهایت را به من دادی و من در ظرفی شربت شیرین را آماده کردم. حالا از روی صورت عرقکردهات خوشبوکنندهای را بریز تا عطرش بیشتر شود.
گهی که جرم مرا پیش تو حساب کنند
تو رشحهای ز کرمهای بیحساب بریز
هوش مصنوعی: هر گاه که بخواهند تقصیرها و گناهان مرا نزد تو بررسی کنند، تو لطف و کرم بیپایانت را به من عطا کن و از آن کمی از خیر و برکت خود را به من بده.
ببین به دیدهٔ انصاف نظم خاقانی
طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز
هوش مصنوعی: به دقت و با چشم انصاف به اشعار خاقانی نگاه کن و ببین که چطور به خوبی و با دقت، کلمات با ارزش و زیبا را به هم چیده است.