برگردان به زبان ساده
حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
سرم کدو چه کنی یک کدوی باده بیار
هوش مصنوعی: قصه توبه را فراموش کن و یک ظرف شراب بیاور. سرم را چک کن و یک کدو پر از شراب بیاور.
دو قبله نیست روا، یا صلاح یا باده
سر صلاح ندارم سبوی باده بیار
هوش مصنوعی: دو قبله وجود ندارد، یا باید در پی کار درست باشیم یا لذت زندگی را دنبال کنیم. من در این لحظه نه در پی کار درست هستم و نه از شراب بینیازم؛ پس میخواهم جام شراب را بیاورید.
به صبح و شام که گلگونهای و غالیهای است
مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار
هوش مصنوعی: مرا فریب نده به زیبایی و خوشبویی که در صبح و شب از تو میبینم، بگذار حقیقت را ببینم و باده را به من بیاور.
عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد
ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار
گریبان شاهدِ دل و دست خِرد را بگیر؛ از راه زهدشان برگردان و به میخانه بیاور.
ببین که عمر گریبان دریده میگذرد
بگیر دامنش از ره به سوی باده بیار
هوش مصنوعی: به زندگی خود نگاهی بینداز که چگونه به سرعت و بیوقفه در حال سپری شدن است. این فرصت را غنیمت شمرده و از آن بهره ببر، با خوشی و لذت به سمت نوشیدنی برو.
منادیان قدح را به جان زنم لبیک
چو من حریفی لبیک گویِ باده بیار
هوش مصنوعی: من به دعوت بادهنوشان پاسخ میدهم و با جان و دل میگویم بله، مانند کسی که همپیمانم، با شوق باده بیاور.
صبح گویم، سبوح گوی چون باشم
چو من ملامتیی رُخصه جوی باده بیار
هوش مصنوعی: صبح که میشود، در خفا و سادگی صحبت میکنم. من که در میان ملامتها به سر میبرم، از تو میخواهم که باده بیاوری.
به جویبار بهشتت چه کار خاقانی
دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار
هوش مصنوعی: تو که در دل خود باغ بهشتی داری، چه نیازی به جویبار بهشت داری؟ بیا و می باده را بیاور تا خوشی را در دل من مانند باغ بهشت جاری کنی.