برگردان به زبان ساده
دل پردهٔ عشق توست برگیر
جان تحفهٔ وصل توست بپذیر
هوش مصنوعی: دل من مملو از عشق توست، آن را کنار بزن. جان من هدیهٔ وصال توست، آن را بپذیر.
تن هم سگ کوی توست دانی
دانم که نیرزدت به زنجیر
هوش مصنوعی: بدن من بنده و خدمتگزار توست، اما میدانم که ارزش من کمتر از زنجیری که به تو بسته شده است، نیست.
گفتی که بجوی تا بیابی
جستیم و نیافتیم تدبیر
هوش مصنوعی: گفتی که تلاش کن تا چیزی پیدا کنی، ما تلاش کردیم اما هیچ نتیجهای نگرفتیم.
در کار دلی که گمره توست
تقصیر نمیکنی ز تقصیر
در کار دلی که گمراه توست، از کوتاهی دریغ نمیکنی.
تیری ز قضای بد سبق کرد
آمد دل من بخست برخیٖر
از بخت بد تیری جست و دلم را بی دلیل خَست.
آن تیر ز شست توست زیرا
نام تو نوشته بود بر تیر
آن تیر از شست کمان توست، جون نامت بر آن نوشته شده است.
خاقانی اگرچه هیچ کس نیست
هم هیچ مگو، به هیچ برگیر
هوش مصنوعی: اگرچه خاقانی در زندگی کسی به حساب نمیآید، اما از گفتن هیچ و بیارزش جلوه دادن خود پرهیز کن.