برگردان به زبان ساده
پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار
کو عقد عنبرین که شکوفه کند نثار
هوش مصنوعی: به نسیم صبحگاهی جان خود را به شکلی زیبا و دلنشین تقدیم میکنم، همانطور که گلها به نسیم عطری خوشبو را هدیه میدهند.
ای مرد با شکوفه چه سازم طریق انس
این بس مرا که دیدهٔ من شد شکوفهبار
هوش مصنوعی: ای مردی که با گل و شکوفه سر و کار داری، چه کنم با راه و حقیقت انس و دوستی؟ همین بس است برای من که چشمانم پر از شکوفه و زیبایی شده است.
جانم شکوفهوار شکافان شد از هوس
چون حجلهٔ شکوفه برانداخت نوبهار
هوش مصنوعی: روح من مانند شکوفهها در فصل جدید زندگی به شوق و جوش آمد، همانطور که شکوفهها در بهار جوانه میزنند و زیبایی و نشاط را به ارمغان میآورند.
هر شب که پر شکوفه شود روی آسمان
در چشم من شکوفهوش آید خیال یار
هوش مصنوعی: هر شب که آسمان پر از گلهای شکوفهدار میشود، در چشم من تصویری از معشوق به شکل گلهای زیبا جلوهگر میشود.
شاخ شکوفهدار امیدم شکسته شد
چون از شکوفه قبهٔ نو بست شاخسار
هوش مصنوعی: درخت امید من که پر از شکوفه بود، از بین رفت و شکوفهها درختچهای تازه و نو ایجاد کردند.
کو آن شکوفهٔ طرب و میوهٔ دلم
اکنون که پر طلسم شکوفه است میوهدار
هوش مصنوعی: کجاست آن شکوفهٔ شادی و میوهای که دل من به آن وابسته است؟ اکنون که باران طلسمگونه بر شکوفهها میبارد و میوهها در حال رشد هستند.
چون زان شکوفه عارض امید به نبود
امید من بمرد به طفلی شکوفهوار
هوش مصنوعی: چون آن شکوفه بر چهرهام نشسته، امیدی در دل ندارم و حس میکنم که این امید، مانند کودکانهای که به شکوفه میماند، از بین رفته است.
هست از شکوفه نغزتر و شوخ دیدهتر
خاقانی از شکوفه امید بهی مدار
هوش مصنوعی: خاقانی زیباتر و شادابتر از شکوفه است، بنابراین به امید خوشبختی و زندگی دلخوشی داشته باش.