برگردان به زبان ساده
با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
با وصل تو کس ملکت عالم نپذیرد
هوش مصنوعی: هیچکس با درد تو درمان نمیپذیرد و هیچکس با وصال تو بر چیرگی بر جهان رضایت نمیدهد.
تنگ است در وصل تو زان هیچ قدی نیست
کو بر در وصل تو رسد خم نپذیرد
هوش مصنوعی: در نزدیکی تو، فضا کم است، زیرا هیچ موجودی قادر نیست به اندازهای که شایستهی حضور در کنار تو باشد، خم و راست شود.
آن کس که نگین لب تو یافت به صد جان
در عرض وی انگشتری جم نپذیرد
هوش مصنوعی: کسی که لبهای تو را در اختیار دارد، به خاطر زیبایی و ارزش آن، هیچ چیز دیگری را با تمام ارزشش عوض نمیکند.
پیش لب تو تحفه فرستم دل و دین را
دانم که کست تحفه ازین کم نپذیرد
هوش مصنوعی: من برای تو دل و ایمانم را هدیه میآورم، اما میدانم که هیچ کس از چنین هدیهای کم تر نمیپذیرد.
بار غم من صبر نپذرفت و عجب نیست
بر کوه اگر عرض کنی هم نپذیرد
هوش مصنوعی: غم و اندوه من چنان سنگین و طاقتفرساست که حتی کوهها هم نمیتوانند آن را تحمل کنند.
در معرکهٔ عشق تو عقلم سپر افکند
کان حمله که او آرد رستم نپذیرد
هوش مصنوعی: در میدان عشق تو، عقل من تسلیم شده است، زیرا که هرگز هیچ کسی چون رستم نمیتواند به مقابله با عشق تو برآید.
گفتی سر خاقانی دارم به سر و چشم
ای شوخ برو کز تو کس این دم نپذیرد
هوش مصنوعی: گفتی که من چهرهای شبیه خاقانی دارم، ولی ای بازیگر ناز، برو که در این لحظه هیچکس از تو استقبال نمیکند.