چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
چون پای دوست بوسم جانم برِ لب آید
هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیم
کز دست یارب من یارب به یارب آید
تا خط نو دمیدش بگریزم از غم او
کانکه سفر نشاید چون مه به عقرب آید
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
چون پای دوست بوسم جانم برِ لب آید
هوش مصنوعی: وقتی که زلف معشوق را در دست میگیرم، چنان حس و حال خوشی دارم که گویی جانم به لبم میرسد؛ این حس شوق و هیجان وقتی که پای دوست را میبوسم، بیشتر میشود.