برگردان به زبان ساده
بیدقی مدح شاه میگوید
کوکبی وصف ماه میگوید
هوش مصنوعی: در این جمله به یک بیدق (بیدق به معنای مهره کوچکی است که در بازی شطرنج یا برخی بازیهای دیگر استفاده میشود) اشاره شده که دربارهی صفات و ویژگیهای شاه صحبت میکند. همچنین به یک کوکب اشاره شده که توصیف زیبایی و صفات یک ماه را دارد. به طور کلی، این عبارت بیانگر این است که موجودات کوچک و عادی نیز میتوانند در وصف و تمجید از بزرگترها و زیباترها بکوشند.
بلکه مزدور دار خانهٔ نحل
صفت عدل شاه میگوید
هوش مصنوعی: مزدوری که در خانهٔ زنبور عسل است، به ویژگیهای عدالت پادشاه اشاره میکند.
ذره در بارگاه خورشید است
سخن از بارگاه میگوید
هوش مصنوعی: یک ذره ریز در حضور خورشید هم دربارهی عظمت و grandeur خود صحبت میکند.
مور در پایگاه جمشید است
قصه از پیشگاه میگوید
هوش مصنوعی: مور در جایی که جمشید بوده، داستانی را از مقام والایش روایت میکند.
خاطرم وصف او نداند گفت
گرچه هر چند گاه میگوید
هوش مصنوعی: خاطرم نمیتواند به خوبی او را توصیف کند، هرچند گاهی دربارهاش صحبت میکند.
باز پرسید تا مناقب او
مویهگر بر چه راه میگوید
هوش مصنوعی: دوباره سوال کرد که چرا مداحان در وصف او چه حرفهایی میزنند و چه راهی را دنبال میکنند.
نور پیغمبرش همی خواند
یاش سایهٔ الاه میگوید
هوش مصنوعی: نور پیامبر به روشنی بر فراز است و سایهٔ خداوند همواره بر او ناظر است.
مفتی مطلقش همی خواند
داور دین پناه میگوید
هوش مصنوعی: داور دین که همواره به عنوان مرجع معتبر شناخته میشود، در حال خواندن فتوای مفتی مطلق است.
امتش دین فزای میخواند
ملتش کفرگاه میگوید
هوش مصنوعی: اهل دیانت او به ایمان و دین میپردازند، اما مردم او به کفر و ناامیدی اشاره میکنند.
آفتابش به صد هزار زبان
سایهٔ پادشاه میگوید
هوش مصنوعی: نور خورشید به طور وسیع و با شکوهی میگوید که سایه پادشاه به اندازهی صدها زبان، حضور و قدرت او را اعلام میکند.
پشت دنیا ز مرگ او بشکست
روی دین ترک جاه میگوید
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ او به وقوع بپیوندد، پشت دنیاست که از آن به زشتترین حالت ممکن سقوط میکند و دینداری در این میان کنار میرود، در حالی که شخصی که جاه و مقام دارد، به سرزنش و بیخیالی نسبت به این موضوع میپردازد.
از سر دین کلاه عزت رفت
سر دریغا کلاه میگوید
هوش مصنوعی: به خاطر دین و ایمان، کلاهی از سر عزت افتاد و افسوس که این کلاه به میسازد.
چشم بیدار شرع شد در خواب
راز با خوابگاه میگوید
هوش مصنوعی: چشم آگاه در حالت خواب، اسرار را با مکان خواب در میان میگذارد.
والله ار کس ثناش داند گفت
هر که گوید تباه میگوید
هوش مصنوعی: به خدا سوگند، اگر کسی ثنای او را بداند، هر کس که در این باره سخن بگوید، در حقیقت باطل میگوید.
خاطرم نیز عذر میخواهد
که نه بر جایگاه میگوید
هوش مصنوعی: من از یادآوری خاطراتم نیز عذرخواهی میکنم که نمیتوانم در جایگاه درست خود صحبت کنم.
هر حدیثی گناه میشمرد
پس حدیث از گناه میگوید
هوش مصنوعی: هر گفتاری به شمارش گناهها میپردازد، بنابراین سخن از گناه به میان میآید.
اشک من چون زبان خونین هم
حیلت عذرخواه میگوید
هوش مصنوعی: چشمهایم که پر از اشک است، به زبان خود گویای درد و رنجی است که دارم و به نوعی از تو طلب بخشش میکند.
مرثیتهای او مگر دل خاک
بر زبان گیاه میگوید
هوش مصنوعی: جای تأسف است که گلها و گیاهان اجازه ندارند درد و غم خود را بازگو کنند؛ انگار دل زمین فقط به خاموشی و اندوه بسنده کرده است.
غم آن صبح صادق ملت
آسمان شام گاه میگوید
هوش مصنوعی: غم آن صبح روشنی بخش ملت، در دل آسمان شب به تصویر کشیده میشود.
گر سوار از جگر سپه سازد
غم دل با سپاه میگوید
هوش مصنوعی: اگر سواری از دل خود غم و ناراحتی را به نمایش بگذارد، با سپاه خود این موضوع را بیان میکند.
چشم خور اشک ران به خون شفق
راز با قعر چاه میگوید
هوش مصنوعی: چشم خورشید، اشکها را به رنگ خون آسمان میریزد و در دل چاه، رازها را به تصویر میکشد.
دانش من گواه عصمت اوست
بشنو آنچ این گواه میگوید
هوش مصنوعی: دانش من شهادتی بر پاکی اوست. به آنچه که این گواه میگوید گوش کن.
آه کز فرقت امام جهان
جان خاقانی آه میگوید
هوش مصنوعی: آه، از دوری امام جهان، جان خاقانی ناله میزند.
تا شد از عالم اسعد بو عمرو
عالونم وا اسعداه میگوید
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بعد از آمدن شخصی به نام اسعد بو عمرو، حالتی از شادابی و سروری در جمع احساس میشود و او به شوق و شادی میگوید: "به شدت خوشحالم!"