برگردان به زبان ساده
حاصل عمر چه دارید خبر باز دهید
مایه جانی است ازو وام نظر باز دهید
هوش مصنوعی: در زندگی خود چه کردهاید، خبر دهید؛ زیرا زندگیتان همانند گنجی است که باید به آن توجه کنید.
هر براتی که امل راست ز معلوم مراد
چون نرانند به دیوان قدر باز دهید
هوش مصنوعی: هر دستور یا نامهای که نوشته میشود، اگر واقعی و براساس نیت صادقانهای باشد، باید به مقامات مربوطه ارائه شود تا مورد بررسی و تأیید قرار گیرد.
ز آتش دل چو رسد دود سوی روزن چشم
از سوی رخنهٔ دل جان به شرر باز دهید
هوش مصنوعی: وقتی آتش عشق در دل شعلهور میشود و دود آن به چشمان میرسد، از قلبی که زخم دیده، جان را به آتش بکشید.
چار طوفان تو از چار گهر بگشایید
گر شما جان ستمکش به گهر بازدهید
هوش مصنوعی: اگر شما جان زخمخورده را به گوهر خود برگردانید، چهار طوفان میتوانند از چهار گوهر شما عبور کنند.
چون چراغید همه در ستد و داد حیات
کآنچه در شام ستانید سحر باز دهید
هوش مصنوعی: همهچیز در زندگی مانند چراغی است که در تاریکی روشنایی میبخشد. آنچه در شب از دست رفته و گرفته شده، در روز دوباره به ما برمیگردد.
آب هر عشوه که در جیب شما ریزد چرخ
آسیاوار هم از دامن تر بازدهید
هوش مصنوعی: هر بار که زیبایی و لطافت به شما توجه میکند، همچون چرخ آسیاب که در حال چرخش است، به عشق و محبت خود ادامه دهید و از آن لذت ببرید.
دیده چون خفت که تا خواب بدش باید دید
دیده بد کرد جوابش به بتر بازدهید
هوش مصنوعی: وقتی چشمانت خواب آلود شود، ممکن است خوابهای ناپسند و ناخوشایندی را تجربه کنی. اگر چشمانت بدی را ببیند، باید با بدی دیگری که بدتر است، پاسخ آن را بدهی.
دیده را خواب ز خون خاست که خون آرد خواب
هر چه خون جگر است آن به جگر بازدهید
هوش مصنوعی: چشمانم از خواب بیدار شدند، زیرا خواب، از خون نشأت گرفته است. هر چیزی که موجب رنج و درد دل است، به دل برگردانید.
شهر بندان بلاگر حشر از صبر کنند
خانه غوغای غمان برد، حشر بازدهید
هوش مصنوعی: شهر بندان و گرفتارانی که در روز قیامت هستند، به خاطر صبر کردند و در خانهاش غوغای غمها را تجربه کردند، بار دیگر به زندگی بازگردید.
بس غریبند در این کوچهٔ شر، کوچ کنید
به مقیمان نو این کوچهٔ شر بازدهید
هوش مصنوعی: در این خیابان پر از بدی، افراد زیادی عجیب و غریب به نظر میرسند. بهتر است به کسانی که در این مکان زندگی میکنند، تعهد دهید و به آنها جایگزینهای تازهای ارائه دهید.
چه نشانید جمازه به سر چشمهٔ از
برنشینید و عنان را به سفر بازدهید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی به منبعی نزدیک شود و بر سر آن نشیند، باید خود را آماده سفر کردن کند و افسار را رها کند. این جمله میتواند به این مفهوم اشاره داشته باشد که برای بهرهبرداری از یک منبع، باید خود را آماده تغییر و حرکت به جلو کرد.
بشنوید این نفس غصهٔ خاقانی را
شرح این حادثهٔ عمر شکر بازدهید
هوش مصنوعی: به این صدا دقت کنید که غصههای خاقانی را بیان میکند، و درباره این اتفاقات زندگیاش سخن بگویید تا خوشحالی و شکرگزاری را تجربه کنید.
همه هم حالت و هم غصه و هم درد منید
پاسخ حال من آراستهتر بازدهید
هوش مصنوعی: همه شما در حال و روز من شریک هستید، پس لطفاً درباره احوال من بیشتر صحبت کنید و پاسخهای بهتری بدهید.
آن جگر گوشهٔ من نزد شما بیمار است
دوش دانید که چون بود خبر بازدهید
هوش مصنوعی: جگرگوشهٔ من در نزد شما بیمار است، بفرمایید شب گذشته چه اتفاقی افتاد و من را مطلع کنید.
همه بیمار نوازان و مسیحا نفسید
مدد روح به بیمار مگر بازدهید
هوش مصنوعی: همه شما که به دیگران کمک میکنید و روح امید را در دل بیماران زنده میکنید، آیا میتوانید به آنها کمک کنید تا بهبود یابند؟
در علاجش ید بیضا بنمایید مگر
کاتش حسن بدان سبز شجر بازدهید
هوش مصنوعی: برای درمان او، ید بیضا را به نمایش بگذارید، مگر اینکه آتش حسن دوباره به آن درخت سبز روشنی دهد.
ره درمانش بجوئید و بکوشید در آنک
سرو و خورشید مرا سایه و فر بازدهید
هوش مصنوعی: در مسیر درمانش تلاش کنید و جستجو کنید؛ چرا که من به سایهافکنی سرو و خورشید نیاز دارم.
هر عقاقیر که دارو کدهٔ بابل راست
حاضر آرید و بها بدرهٔ زر بازدهید
هوش مصنوعی: هر دارویی که در داروخانه بابل وجود دارد را بیاورید و قیمت آن را با سکههای طلا پرداخت کنید.
هدیه پارنج طبیبان به میانجی بنهید
خواب بیمار پرستان به سهر باز دهید
هوش مصنوعی: هدیه پزشکان را به خواب بیماران بیفزا و کسانی که در خواب هستند را به سهراب بازگردان.
تا چک عافیت از حاکم جان بستانید
خط بیزاری آسایش و خور بازدهید
هوش مصنوعی: تا زمانی که خیر و سلامت از اختیار حاکم گرفته نشود، میتوانید از آرامش و زندگی دلخواه خود بهرهمند شوید.
سرو بالان که ز بالین سرش آمد به ستوه
دایگان را تن نالانش به بر بازدهید
هوش مصنوعی: درخت سرو بلندی که به خاطر درد و رنجش به زحمت افتاده، پرستارانش را به زحمت میاندازد و از آنها میخواهد تا او را در آغوش بگیرند و آرامش دهند.
روز پنجم به تب گرم و خوی سرد فتاد
شب هفتم خبر از حال دگر بازدهید
هوش مصنوعی: در روز پنجم، تب بالا گرفتم و حالتم سرد و ناخوش بود. اما در شب هفتم، خبری از تغییر وضعیت به من رسید.
خوی تب گل گل بر جبهت گل گون خطر است
آن صف پروین ز آن طرف قمر بازدهید
هوش مصنوعی: خوی تب گل بر پیشانی تو نشان از زیبایی دارد و خطر در آن است. آن خط زیبا که شبیه ستارههای پروین است، از سوی قمر برمیخیزد.
جو به جو هرچه زن دانه زن از جو بنمود
خبر آن ز شفا یا ز خطر بازدهید
هوش مصنوعی: در هر جا و به هر اندازه که دانهای میپاشی، از جو (گندم) خبر جمعآوری کن، چه این خبر میتواند به خوبی و شفای زندگی اشاره کند یا به خطر و مشکلی که در پیش است.
قرعه انداز کز ابجد صفت فال بگفت
شرح آن فال ز آیات و سور باز دهید
هوش مصنوعی: قرعه بزن تا از معانی حروف و صفات، به تفسیر آن فال بپردازیم و آن را از آیات و سورهها بازگو کنیم.
دانهٔ در که امانت به شما داد ستم
آن امانت به من ایمن ز ضرر باز دهید
هوش مصنوعی: دانهای که به شما سپرده شده، حق و حقوقی است که به من مربوط میشود. لطفاً آن را به من بازگردانید تا از آسیب و زیان حفظ شود.
ماه من زرد چو شمع است و زبان کرده سیاه
مایهٔ نور بدان شمع بصر باز دهید
هوش مصنوعی: ماه من رنگش زرد و مانند شمع است و زبانش سیاه است. نور را به آن شمع برسانید تا چشمان را بگشاید.
دور از آن مه اثری ماند تن دشمن او
گر توانید حیاتی به اثر باز دهید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دور شدن از محبوب و بهترین انسانها باعث میشود که اثر و نشانهی آنها از زندگی ما محو شود. اگر بتوانید و فرصتی فراهم کنید، باید تلاش کنید تا یاد و اثر آنها را دوباره زنده کنید.
نه نه بیمار به حالی است نه امید بهی است
بد بتر شد همه اسباب حذر باز دهید
هوش مصنوعی: بیمار در وضعیتی نیست که به بهبودی امیدوار باشد، اوضاع بدتر شده است. همه تدابیر احتیاطی را کنار بگذارید.
سیزده روز مه چاردهم تب زده بود
تب خدنگ اجل انداخت سپر بازدهید
هوش مصنوعی: در سیزدهمین روز ماه، هشتمین روز تب داشتم و تب مرگ به من حمله کرد و مرا به زمین انداخت.
خط به خون باز همی داد طبیب از پی جان
جان برون شد چه جواب است خوش ار بازدهید
هوش مصنوعی: طبیب برای نجات جان بیمار تلاش میکند و در این راه خون میریزد. در این وضعیت، جان بیمار از بدن خارج میشود و سوالی باقی میماند: اگر جان برگردد، چه پاسخی خواهد بود؟
این طبیبان غلط بین همه محتالانند
همه را نسخهٔ بدرید و به سر بازدهید
هوش مصنوعی: این پزشکان ناتوان در میان همه حقهبازان هستند، آنها نسخههای نادرست برای درمان همه مینویسند و در نهایت، همه را دچار مشکل میکنند.
نوش دارو و مفرح که جوی فعل نکرد
هم بدان آسی آسیمه نظر بازدهید
هوش مصنوعی: نوشیدنی خوشمزه و شادابکنندهای را بنوش که اگر جویی برای عمل نکردن وجود دارد، باز هم با دقت به آن نگاه کن.
سحر و نیرنج و طلسمات که سودی ننمود
هم به افسونگر هاروت سیر بازدهید
هوش مصنوعی: به صبحدم و جادو و طلسمها که به هیچ وجه نتیجهای نداشته، حالا به جادوگر هاروت برگردید.
هیکل و نشره و حرزی که اجل بازنداشت
هم به تعویذ ده شعبدهگر بازدهید
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن مفهومی در مورد تقدیر و سرنوشت انسان است. شاعر به موضوعاتی اشاره میکند که ممکن است به نوعی با قدرت و علم غیب ارتباط داشته باشند. او به ما یادآوری میکند که حتی اگر تلاش کنیم و از راههای مختلف به دنبال نجات و رهایی باشیم، سرنوشت نهایی ما در دستان تقدیر است و هیچ چیز نمیتواند آن را تغییر دهد. به عبارت دیگر، او به ما میگوید که به رغم تلاشها و تدابیر، گاهی اوقات نمیتوانیم از تقدیر جلوگیری کنیم.
نسخهٔ طالع و احکام بقا کاصل نداشت
هم به کذاب سطرلاب نگر بازدهید
هوش مصنوعی: سرنوشت و پیشبینیهای مربوط به ادامهٔ زندگی، باطل و بیمعنی است. حتی به آن کسی که به دروغ ادعا میکند میتواند سرنوشت را پیشبینی کند نیز توجه نکنید.
آن زگال آب و سپندی که عرض دفع نکرد
هم بدان پیرزن مخرقه خر بازدهید
هوش مصنوعی: آب و بخاری که از گال بیرون میآید و به سختی دفع میشود، به آن پیرزن خرقهپوش، خر بدهید.
رشتهٔ پر گره و مهر تب قرایان
هم به قرا دم تسبیح شمر بازدهید
هوش مصنوعی: رشتهای که پر از گره و مهر است، مانند تسبیحی که به دست میگیریم، آن را به آرامی و با دقت باز کن.
در حمایل سرو و چنگ چو سودیش نکرد
چنگ شیر و سروی آهوی نر بازدهید
هوش مصنوعی: اگر چنگ و ساز خوشی در کنار سرو و زیبایی نر نیست، پس چرا آهوی نر خود را بیدلیل به خطر میاندازید؟
چشم بد کز پتر و آهن و تعویذ نگشت
بند تعویذ ببرید و پتر بازدهید
هوش مصنوعی: چشم بد را با پتر و آهن و تعویذ نمیتوان دور کرد، بهتر است که تعویذ را پاره کنی و پتر را برگردانی.
بر فروزید چراغی و بجویید مگر
به من روز فرو رفته پسر بازدهید
هوش مصنوعی: چراغی روشن کنید و به جستوجو بپردازید، شاید بتوانید روزی که در من غروب کرده را به من بازگردانید.
جان فروشید و اسیران اجل باز خرید
مگر آن یوسف جان را به پدر بازدهید
هوش مصنوعی: زندگی خود را فدای درد و رنج دیگران کرد و جانهایی که در چنگال مرگ بودند را نجات داد، اما او همچنان در انتظار است تا آن یوسف معنوی را به پدرش برگرداند.
قوت روح و چراغ من مجروح رشید
کز معانیش همه شرح هنر بازدهید
هوش مصنوعی: نیروی روح و روشنی من، جوان رشیدی است که از معانیاش، همه هنر را بازگو میکند.
دیدنی شد همه نوری به ظلم در شکنید
چاشنی همه صافی به کدر بازدهید
هوش مصنوعی: همه چیز زیبا و روشنیاش را در سایهی ظلمی که بر آن افتاده، از دست داد. حالا همهی چیزهای صاف و پاک به خاطر این تاریکی کدر و تیره شدهاند.
به سر ناخن غم روی طرب بخراشید
به سر انگشت عنا جام بطر بازدهید
هوش مصنوعی: غم را با ناخن از روی شادی بخراشید و با انگشت، جام شراب را پر کنید.
از برون آبله را چاره شراب کدر است
چون درون آبله دارید کدر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر مشکلی در خارج وجود دارد، برای درمان آن نباید به شیوهای نادرست و موقتی مانند استفاده از شراب متوسل شد. بلکه باید به عمق مشکل توجه کرد و آن را به درستی حل کرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
مویه گر ناگذران است رهش بگشایید
نای و نوشی که ازو هست گذر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر کسی در غم و اندوه است، راه او را هموار کنید و به او اجازه دهید از نی و نوشی که به او تعلق دارد، استفاده کند.
اشک اگر مایه گران کرد بر مویه گران
وام اشک از صدف جان به گهر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر اشک بسیار غمگین و سنگین باشد، به خاطر آن درد و اندوه، این اشکها را مانند دانههای گرانبهایی که از صدف جان بیرون میآیند، آزاد کنید.
گر نخواهید کز ایوان و حجر ریزد خون
نقش نوشاد به ایوان و حجر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهید خون نقش زیبای نوشاد از ایوان و سنگ ریزد، پس ایوان و سنگ را باز کنید.
ور نباید که شبستان و طزر نالد زار
سرو بستان به شبستان و طزر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر شبستان و باغ در برابر زوال سرو ناله کنان هستند، باید درهای شبستان و باغ را به روی آنها بگشایید.
پیش کان گوهر تابنده به تابوت کنید
آب دیده به دو یاقوت و درر باز دهید
هوش مصنوعی: اگر به دنبال گوهری درخشان هستید، آن را در تابوت بگذارید و اشکهایتان را مانند دانههای یاقوت و مروارید به نمایش بگذارید.
پیش، کان تنگ شکر در لحد تنگ نهند
بوسهٔ تلخ وداعی به شکر باز دهید
هوش مصنوعی: در گذشته، وقتی که شکر به تنگی و سختی در لحد (خاک) گذاشته میشود، بوسهای تلخ از وداعی را به شکر بدهید تا بازگردد.
پیش کان چشمهٔ خور در چه ظلمات کنند
نور هر چشم بدان چشمهٔ خور باز دهید
هوش مصنوعی: در مقابل چشمهی خورشید، چه نیازی به تاریکی است؟ هر چشمی که به آن چشمه بنگرد، به نور آن باز میگردد.
ز بر تخت بخوابید سهی سرو مرا
پیش نظارگیان پرده ز در باز دهید
هوش مصنوعی: از روی تخت بلند شو و مرا که شبیه سرو هستم، به افرادی که منتظرند نشان بدهید و پرده را از در کنار بزنید.
بر دو ابروش کلاه زر شاهانه نهید
پس به دستش قلم غالیه خور باز دهید
هوش مصنوعی: بر روی ابروهایت کلاهی از زر شاهانه بگذارید و سپس قلمی با ارزش به دستش بدهید.
نز حجر گوهر رخشان به در آرید شما
چون پسندید که گوهر به حجر باز دهید
هوش مصنوعی: شما از سنگ قیمتی و درخشان خود بهره ببرید و آن را به نمایش بگذارید، چون هرگاه خواستید نباید اجازه دهید که آن گوهر دوباره به سنگ تبدیل شود.
ماه من چرخ سپر بود روا کی دارید
که بدست زمی ماه سپر باز دهید
هوش مصنوعی: ماه من چون سپر از چرخ گردان به نظر میرسد. آیا میخواهید که سپر دستساز زمین را به آن بدهید؟
یوسفی را که ز سیاره به صد جان بخرید
بیمحاباش به زندان مدر بازدهید
هوش مصنوعی: یوسف را که با تمام وجود و تلاش از خطرات و مشکلات به دست آوردند، بیهیچ نگرانی دوباره در زندان نگذارید.
پند مدهید مرا گر بتوانید به من
آن چراغ دل از آن تیره مقر باز دهید
هوش مصنوعی: به من نصیحت نکنید اگر میتوانید آن نور دل را که در تاریکی قرار دارد به من بازگردانید.
تازه نخل گهری را به من آرید و مرا
بهرهای ز آن گهری نخل ببر باز دهید
هوش مصنوعی: نخل تازهای که میوهاش را به من آوردهاند، لطفاً آن میوه را که از نخل به دست آمده است، دوباره به من بدهید تا از آن بهره ببرم.
او بشر بود ولی روح ملک داشت کنون
ملکی روح به تصویر بشر باز دهید
هوش مصنوعی: او انسانی بود با روحی ملکوتی و حالا شما روحی ملکوتی را در شكل انسانی به نمایش بگذارید.
عمر ضایع شده را سلوت جان بازآید
نسر واقع شده را قوت پر باز دهید
هوش مصنوعی: زمانی که عمر انسان به بطالت گذرانده شود، جان دوبارهای برای او حاصل نمیشود. اگر چیزی از واقعیت به دور بماند، انرژی و قدرتی هم به آن بخشیده نمیشود.
نه نه هر بند گشادن بتوانید ولیک
نتوانید که جان را به صور باز دهید
هوش مصنوعی: شما میتوانید بندها را باز کنید، اما نمیتوانید روح را به شکل دیگر برگردانید.
غرر سحر ستانید که خاقانی راست
ژاژ منحول به دزدان غرر باز دهید
هوش مصنوعی: سحر و جادو را از خود دور کنید، زیرا خاقانی به دروغگویی متهم است. این دروغها را به دست دزدان بیندازید تا دور بمانند.
تا توانید جو پخته ز طباخ مسیح
بستانید و جو خام به خر باز دهید
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانید، از طباخی که جو پخته درست میکند، جو پخته بگیرید و جو خام را به الاغ بدهید.