برگردان به زبان ساده
از همه عالم کران خواهم گزید
عشق دل جویی به جان خواهم گزید
هوش مصنوعی: میخواهم از میان همه چیزهای این دنیا، عشق و محبت را انتخاب کنم و با تمامی وجود آن را برگزینم.
دولت یک روزه در سودای عشق
بر همه ملک جهان خواهم گزید
هوش مصنوعی: در آرزوی عشق، من یک روز در زندگیام بر تمام سرزمینهای جهان حکومت خواهم کرد.
آفتابی از شبستان وفا
بیسپاس آسمان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من سپاسگذار آفتابی هستم که از محفل وفا به من نور میبخشید و آن را به آسمان انتخاب میکنم.
چشم من دریای گوهر هست لیک
گوهری بیرون از آن خواهم گزید
هوش مصنوعی: چشم من پر از زیبایی و ارزش است، ولی من به دنبال یک زیبایی متفاوت و خاصتری هستم که در خارج از آن باشد.
داستان شد عشق مجنون در جهان
از جهان این داستان خواهم گزید
هوش مصنوعی: عشق مجنون در جهان به داستانی معروف تبدیل شده است و من نیز میخواهم این داستان را از بین تمام داستانها انتخاب کنم.
هر کجا زنبور خانهٔ عاشقی است
جای چون شه در میان خواهم گزید
هوش مصنوعی: هر جا که عاشقان در کنار هم هستند و عشق در آنجا جریان دارد، من هم مانند یک پرندهٔ آزاد در آنجا خواهم بود و به دنبال عشق میگردم.
دوست با درد وفا خواهم گرفت
تیغ در خورد میان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من با دوستی که به من وفادار است، دردها را تحمل میکنم و در لحظاتی دشوار از جان خود نیز میگذرم.
گرچه غدر دوستان از حد گذشت
هم وفای دوستان خواهم گزید
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خیانت دوستان بیش از حد شده است، اما من همچنان وفاداری دوستان واقعی را انتخاب میکنم.
کبک مهرم کز قفس بیرون شوم
هم قفس را آشیان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من تمایل دارم که از قفس آزاد شوم و به خاطر همین، حالت و موقعیت قفس را نیز به عنوان مکانی که در آن زندگی میکردم، انتخاب خواهم کرد.
با خیال یار ناپیدا هنوز
خلوتا کاندر نهان خواهم گزید
هوش مصنوعی: با تصور عشق و یار ناپیدا، هنوز در خلوت و تنهایی خواهم ماند.
من کنم یاری طلب هرگز مدان
کز طلب کردن کران خواهم گزید
هوش مصنوعی: هرگز نپندار که من از درخواست کمک خسته میشوم، چرا که از دنبال کردن هدفم هیچگاه دست نخواهم کشید.
این طلب بیخویشتن خواهم نمود
این رطب بیاستخوان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من به دنبال این هستم که چیزی را به دست آورم که به من تعلق ندارد و میخواهم چیزی شیرین و خوشمزه را بچشم که هیچ سختی و زحمتی برای من نداشته باشد.
گر نیابم یار باری بر امید
هم نشین غم نشان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر یارم را نیابم، به امید اینکه همدمی برایم پیدا شود، غم و اندوه را بر خود تحمیل میکنم.
گر ز نومیدی شوم مجروح دل
محرمی مرهم رسان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر از ناامیدی دلم جریحهدار شود، کسی که به عشق و دوستی معروف است، پانسیزهای را برایم فراهم خواهد کرد.
گوشهای از خلق و کنجی از جهان
بر همه گنج روان خواهم گزید
هوش مصنوعی: میخواهم در گوشهای از دنیا و بین مردم، به آرامش دست پیدا کنم و از تمام ثروتهای زندگی بهرهمند شوم.
زیر این روئین دژ زنگار خورد
هر سحر گه هفت خوان خواهم گزید
هوش مصنوعی: زیر این دژ مستحکم و باارزش، هر صبح صدای زنگاری به گوش میرسد و من قصد دارم هفت مرحله سخت و دشوار را پشتسر بگذارم.
دیدم این منزل عجب خشک آخور است
از قناعت میزبان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من دیدم که این مکان بسیار بیروح و خالی از زندگی است، بنابراین تصمیم گرفتم با سادگی و قناعت میزبان کنار بیایم.
در بن دژ چون کمین گاه بلاست
از بصیرت دیدبان خواهم گزید
هوش مصنوعی: در عمق دژ، جایی که خطر lurking است، میخواهم نگهبانی را انتخاب کنم که دارای بینش و هوشیاری باشد.
بر در این هفت ده قحط وفاست
راه شهرستان جان خواهم گزید
هوش مصنوعی: در این هفت ده، که همه جا قحطی و کمبود است، میخواهم راهی به سوی شهرستان پیدا کنم تا جانم نجات پیدا کند.
نیست در ده جز علف خانه بدان
کز علف قوت روان خواهم گزید
هوش مصنوعی: در این ده هیچ چیز جز علف وجود ندارد و من تنها از همین علف برای زنده ماندن و تامین قوت خود استفاده خواهم کرد.
چون به بازار جوان مردان رسم
در صف لالان دکان خواهم گزید
هوش مصنوعی: زمانی که به بازار جوانمردان میرسم، در صف کسانی که سکوت کردهاند، مغازهای را انتخاب میکنم.
بر دکان قفل گر خواهم گذشت
قفلی از بهر دهان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از کنار مغازهای عبور کنم، قفلی را برای دهانم انتخاب میکنم.
چون مرا آفت ز گفتن میرسد
بیزبانی بر زبان خواهم گزید
هوش مصنوعی: وقتی که مشکل صحبت کردن برای من پیش میآید، به جای زبان، از نوشتن استفاده خواهم کرد.
گرچه گم کردم کلید نطق را
مدح بلقیس زمان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگرچه نتوانستم کلمات لازم را پیدا کنم، اما میخواهم از بلقیس، ملکه ای در زمان خود، ستایش کنم.
ورچه آزادم ز بند هر غرض
مهر شاه بانوان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگرچه از هر گونه قید و بند آزاد هستم، اما همچنان به محبت و توجه شاهان بسیار علاقهمندم و میخواهم زنان را برای خود انتخاب کنم.
عصمة الدین شاه مریم آستین
کآستانش بر جنان خواهم گزید
هوش مصنوعی: پناهگاه دین، همان مریم است که آغوشش را به بهشت درمیآورم.
گوهر کان فریدون ملک
کز جوار او مکان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من میخواهم در کنار گوهر فریدون، پادشاه بزرگ، ساکن شوم.
بارگاهش کعبهٔ ملک است و من
قبلهگاه از آستان خواهم گزید
هوش مصنوعی: کاخ و منزلت او مانند کعبهای برای پادشاهی است و من از درگاه او الهام و راهنمایی میگیرم.
آسمان ستر و ستاره رفعت است
رفعتش بر فرقدان خواهم گزید
هوش مصنوعی: آسمان پر از ستاره است و بلندی آن را انتخاب میکنم تا به اوج برسم.
آسیه توفیق و ساره سیرت است
سیرتش بر انس و جان خواهم گزید
هوش مصنوعی: آسیه به معنای تقدیر و توفیق و ساره به معنای شخصیت و رفتار است. من خواهم انتخاب کرد که تحت تأثیر شخصیت او و رفتارهایش، زندگی کنم و با انسانها و روحام تعامل داشته باشم.
رابعه زهد و زبیده همت است
کزدرش حصن امان خواهم گزید
هوش مصنوعی: رابعه زهد و زبیده همت به معنای این است که من از زندگی ساده و پارسا و شخصیت قوی و پرانگیزه آنها الهام میگیرم و میخواهم از طریق ایشان به امن و آرامش برسم.
حرمت از درگاه او خواهم گرفت
گوهر اصلی زکان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من از درگاه او مقام و اعتبار میطلبم و از میان مردم بهترینها را انتخاب میکنم.
یک سر موی از سگان در گهش
بر هزبر سیستان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من حتی یک تار موی سگان را در میان خانوادهاش نمیخواهم، در عوض بر اسب جنگی سیستان مینشینم.
خاک پای خادمانش را به قدر
بر کلاه اردوان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من به اندازهی ارزش و احترامی که برای خاک پای خدمتگزارانش قائل هستم، گردن خود را به کلاه اردوان میگذارم.
شاه انجم خادم لالای اوست
خدمت لالاش از آن خواهم گزید
هوش مصنوعی: حاکم و فرمانروای ستارهها، کسی است که به lullaby او خدمت میکند و من هم از خدمت کردن به او در اینجا بهرهمند میشوم.
گنج بخشا یک دو حرف از مدح تو
بر سه گنج شایگان خواهم گزید
هوش مصنوعی: من دو یا چند کلمه از ستایش تو را بر روی سه گنج ارزشمند مینویسم.
گر به خدمت کم رسم معذور دار
کز پی عنقا نشان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر به خدمت شما کم بیایم، مرا ببخشید، زیرا در جستجوی چیزهای نادر و ارزشمند هستم.
سرپرستی رنج و خدمت آفت است
من فراق این و آن خواهم گزید
هوش مصنوعی: درد و زحمتی که ناشی از مراقبت و خدمت به دیگران است، برای من زیان آور است؛ بنابراین، من تصمیم دارم از این رابطهها فاصله بگیرم.
سالها رای ریاضت داشتم
از پس دوری همان خواهم گزید
هوش مصنوعی: مدتهای زیادی در تلاش برای خودسازی و ریاضت بودهام و بعد از این مدت دوری، مجدداً همان را انتخاب خواهم کرد.
پیل را مانم که چون جستم ز خواب
صحبت هندوستان خواهم گزید
هوش مصنوعی: مانند فیل هستم که وقتی از خواب بیدار شوم، به گفتگو و بحث درباره هندوستان میپردازم.
خفته بودم همتم بیدار کرد
این ریاضت جاودان خواهم گزید
هوش مصنوعی: در خواب بودم که این تمرین و زحمت، همت و انگیزهام را بیدار کرد و تصمیم گرفتم که همیشه به این مسیر ادامه دهم.
گر به زر گویمت مدح، آنم که بت
بر خدای غیبدان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تو را با طلا و riches تمجید کنم، به آن نقطه میرسم که مجسمهای را بر خدای ناشناخته برمیگزینم.
کافرم دان گر مدیح چون توئی
بر امید سوزیان خواهم گزید
هوش مصنوعی: اگر تو را به عنوان کافر بدانند، فرقی نمیکند، چون من به امید عشقآتشین تو، تو را ستایش خواهم کرد.
در دعای حضرت تو هر سحر
آفرین از قدسیان خواهم گزید
هوش مصنوعی: هر صبح در دعاهای تو، از فرشتگان برای تو ستایش و مدحی انتخاب میکنم.