برگردان به زبان ساده
مرا صبح دم شاهد جان نماید
دم عاشق و بوی پاکان نماید
هوش مصنوعی: در صبح، جانم را به نمایش میگذارد و عشق و عطر پاکان را به من نشان میدهد.
دم سرد از آن دارد و خندهٔ خوش
که آه من و لعل جانان نماید
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که افراد ممکن است در ظاهر خنک و بیتفاوت به نظر برسند، اما در دل احساسات عمیق و شادیهایی دارند. لبخند خوش آنها ممکن است در واقع ناشی از درد و اندوهی باشد که در درون خود احساس میکنند. با این مضمون، میتوان گفت که گاهی اوقات شادی ظاهری نمیتواند نشاندهندهٔ باطن واقعی فرد باشد.
لب یار من شد دم صبح مانا
که سرد آتش عنبرافشان نماید
هوش مصنوعی: لب یار من در سحرگاه به قدری زیبا و دلنشین است که گرمای عشق را مانند آتش در میوههای خوشبو پراکنده میکند.
مگر صبح بر اندکی عمر خندد
که دارد دم سرد و خندان نماید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است صبحی بر عمر کوتاه ما لبخند بزند در حالی که به نظر میرسد آرام و سرد است؟
بخندد چو پسته درون پوست و آنگه
چو بادام از آن پوست عریان نماید
هوش مصنوعی: خندیدن پسته درون پوست، مانند شادی و سرزندگی است، و سپس مانند بادام که از پوست بیرون میآید، زیبایی و اصالت خود را به نمایش میگذارد.
نقاب شکرفام بندد هوا را
چو صبح از شکر خنده دندان نماید
هوش مصنوعی: هر صبح که میشود، هوا با رنگ و بویی شیرین و زیبا مانند نقاب شکری میپوشد و لبخند صبحگاهی را با درخشش نور خود نشان میدهد.
اگر پستهٔ سبز خندان ندیدی
بسوی فلک بین که آن سان نماید
هوش مصنوعی: اگر پستهٔ سبز را که خوشحال و خندان است ندیدی، به آسمان نگاه کن که آنجا هم به همین شکل جلوه میکند.
رخ صبح، قندیل عیسی فروزد
تن ابر زنجیر رهبان نماید
هوش مصنوعی: چهرهی صبح مانند چراغ درخشان است و نوری را مانند نور عیسی میتاباند، در حالی که ابرها مانند زنجیری بر روح و تن انسان حصار میزنند.
فلک را یهودانه بر کتف ازرق
یکی پارهٔ زرد کتان نماید
هوش مصنوعی: آسمان با رنگ آبیاش، بخشی از یک پارچه زرد رنگ را بر دوش خود مینشیند.
فلک دایهٔ سالخورد است و در بر
زمین را چو طفل ز من زان نماید
هوش مصنوعی: دنیا مانند مادری سالخورده است که در آغوش خود، انسانها را همچون کودکان میپرورد و به آنها نگاه میکند.
سراسیمه چون صرعیان است کز خود
به پیرانهسر ام صبیان نماید
هوش مصنوعی: مثل افرادی که دچار گیجی و خبط هستند، به شدت مضطرب و ناپایداری به نظر میرسد که از خود بیخود شدهاند و در سن بالایشان رفتارهای بچگانه از خود نشان میدهند.
به شب گرچه پستان سیاه است بر تن
هزاران نقط شیر پستان نماید
هوش مصنوعی: اگرچه شب تاریک و سیاه است، اما بر روی آن نقاط روشن و درخشان بسیاری دیده میشود.
به صبح آن نقطها فرو شوید از تن
یتیم دریده گریبان نماید
هوش مصنوعی: در صبح، اشکها و غمهای یتیم نمایان میشود و او را در آغوش میکشد.
به روز از پی این دو خاتون بینش
یکی زال آیینه گردان نماید
هوش مصنوعی: در روز روشن، یکی از این دو بانوی محترم، زالی را که به مانند آیینه میدرخشد، به نمایش میگذارد.
به شام از رگ جان مردم بریدن
ز خون شفق سرخ دامان نماید
هوش مصنوعی: در شام، مردم را به شکلی بیرحمانه میکشند و خون آنها به رنگ سرخ در آسمان به نمایش درمیآید.
تو میخور صبوحی تو را از فلک چه
که چون غول نیرنگ الوان نماید
هوش مصنوعی: بیا و از نوشیدنی لذت ببر، زیرا که چه اهمیتی دارد که آسمان چه میگوید؟ به هر حال، زندگی پر از تزویر و رنگهای مختلف است.
تو و دست دستان و مرغول مرغان
گر آن غول صد دست دستان نماید
هوش مصنوعی: تو و دستانت و پرندگان زیبا، اگر آن غول بزرگ با صد دستانش ظاهر شود.
لگام فلک گیر تا زیر رانت
کبود استری داغ بر ران نماید
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی از زندگی و تقدیر پرداخته است. شاعر با استفاده از تصویرگری به تشبیه آسمان و سرنوشت میپردازد و بیان میکند که اگر کنترل و هدایت بر زندگی به درستی صورت نگیرد، اثرات منفی و دردآور آن ظاهر میشود. به عبارتی، زندگی نیاز به نظارت و تدبیر دارد تا از آسیبهای احتمالی در امان بمانیم.
اگر جرعهای بر زمین ریزی از می
زمین چون فلک مست دوران نماید
هوش مصنوعی: اگر کمی از می را بر زمین بریزی، همانند اینکه زمین تحت تاثیر آن قرار گیرد و مانند آسمان دچار حالت مستی و چرخش شود.
وگر بوئی از جرعه بخشی فلک را
فلک چون زمین خفته ارکان نماید
هوش مصنوعی: اگر آسمان بویی از نوشیدنی تو بگیرد، آسمان هم مانند زمین، ارکان و پایههای خود را نشان خواهد داد.
درآر آفتابی که در برج ساغر
سطرلاب او جان دهقان نماید
هوش مصنوعی: نور خورشید را به یاد بیاور که در درون لیوان شراب میدرخشد و جان کشاورز را زنده میکند.
دواسبه درآی و رکابی درآور
کز او چرمهٔ صبح یکران نماید
هوش مصنوعی: به میدان بیا و زین بر کن، تا به واسطهٔ آن، صبحی روشن و گسترده نمایان شود.
قدح قعده کن ساتکینی جنیبت
کز این دو جهان تنگ میدان نماید
هوش مصنوعی: لطفاً جامی را پر کن و آرام بر آن نشسته، زیرا این دو جهان محدود و تنگ، هیچ چیز را به تو نشان نمیدهند.
رکاب است چو حلقهٔ نیزهداران
که عیدی به میدان خاقان نماید
هوش مصنوعی: رکاب به شکل حلقهای است که سربازان نیزهدار برای نشان دادن آمادگی خود در میدان جنگ به خدمت میگذارند.
ببین دست خاصان که چون رمح خاقان
به حلقه ربائی چه جولان نماید
هوش مصنوعی: ببین چگونه دست افراد معین و خاص، مانند تیر خاقان، در دستانی که به دام افتادهاند، به طرز شگفتانگیزی در حرکت و جنب و جوش است.
به شاه جهان بین که کیخسرو آسا
ز یک عکس جامش دو کیهان نماید
هوش مصنوعی: به پادشاهی توجه کن که چقدر شبیه کیخسرو است؛ او با یک نگاه به جامش، دو جهان را به نمایش میگذارد.
بخواه از مغان در سفال آتش تر
کز آتش سفال تو ریحان نماید
هوش مصنوعی: از دل آتشین مغان درخور خویش بخواه، چرا که این آتش میتواند خاک را به گلی خوشبو تبدیل کند.
شفق خواهی و صبح میبین و ساغر
اگر در شفق صبح پنهان نماید
هوش مصنوعی: اگر به دنبال شفق و غروب هستی، صبحی را میبینی که حتی ساغر و شراب هم در آن پنهان شدهاند.
ز آهوی سیمین طلب گاو زرین
که عیدی در او خون قربان نماید
هوش مصنوعی: به دنبال آهویی با رنگ نقرهای باش که میتواند به گاوی طلایی تبدیل شود و در عید قربانی، خونش را به عنوان قربانی هدیه کند.
صبوحی زناشوئی جام و می را
صراحی خطیبی خوشالحان نماید
هوش مصنوعی: ظهری از عشق و دوستی که با جام و می همراه است، میتواند سخنرانی زیبایی را از یک خطیب خوشصدا به نمایش بگذارد.
چون آبستنان عدهٔ توبه بشکن
درآر آنچه معیار مردان نماید
هوش مصنوعی: زمانی که با وجود سختی و دشواری، فرصت تغییر و بازگشت به زندگی بهتر پیش میآید، آن را غنیمت بدان و از آن استفاده کن. این فرصت میتواند به تو کمک کند تا به انسانی بهتر تبدیل شوی.
قدحهای چو اشک داودی از می
پری خانهای سلیمان نماید
هوش مصنوعی: قدحها به مانند اشکهای داوود، از شراب پر میشوند و خانههای سلیمان را به نمایش میگذارند.
کمرکن قدح را ز انگشت کو خود
کمرها ز پیروزهٔ کان نماید
هوش مصنوعی: خم را بگیر و به دست خود بیاور، زیرا کمرها به خاطر شانههای پر قیمتی درخشان میشوند.
می احمر از جام تا خط ازرق
ز پیروزه لعل بدخشان نماید
هوش مصنوعی: شراب سرخ از جام بیرون میریزد و رنگ آبی لعلهای بدخشان در آن نمایان میشود.
چو قوس قزح جام بینی ملمع
کز او جرعهها لعل باران نماید
هوش مصنوعی: وقتی که رنگین کمانی را میبینی که همچون جامی ظریف است، از آن میتوان جرعههایی گرفت که مانند لعل، باران را به نمایش میگذارد.
همانا خروس است غماز مستان
که تشنیع او راز ایشان نماید
هوش مصنوعی: خروس به عنوان یک خبرچین عمل میکند و میتواند رازهای میخانهنشینان را فاش کند.
ندانم خمار است یا چشم دردش
که در چشم سرخی فراوان نماید
هوش مصنوعی: نمیدانم که به خاطر مستی است یا به خاطر درد چشمش، که در چشمانش سرخی زیادی نمایان میشود.
ز بس کورد چشم دردش به افغان
گلوی خراشیده ز افغان نماید
هوش مصنوعی: به دلیل شدت درد چشم، او نمیتواند به خوبی ببیند و در نتیجه صدای افغان مانند آواز دلخراش برایش جلوهگر میشود.
مگر روز قیفال او زد که از خون
در آن طشت زر رنگ بر جان نماید
هوش مصنوعی: آیا روزی نمیآید که او (خدا یا قیامت) برپا شود و در آن روز، رنگ خون بر طشت زرین حیات نمایان گردد؟
به جام صدف نوش بحری که عکسش
ز تف ماهی چرخ بریان نماید
هوش مصنوعی: در جام صدف، نوشیدنیای وجود دارد که مانند آینهای، تصویر ماهی را به شکل روشن و زیبایی نشان میدهد.
ببین بزم عیدی چو ایوان قیصر
که چنگش سیه پوش مطران نماید
هوش مصنوعی: به تماشا بنشین که جشن عید چگونه است، مانند سردابی باشکوه که سازش رنگی تیره و غمگین را به نمایش میگذارد.
صراحی نوآموز در سجده کردن
یکی رومی نو مسلمان نماید
هوش مصنوعی: یک جام جدید در حال یادگیری است و در حال سجده کردن میتواند باعث تبدیل یک رومی تازه مسلمان شود.
قدح لب کبود است و خم در خوی تب
چرا زخمه تب لرزه چندان نماید
هوش مصنوعی: جامی که در دست دارم لب کبود دارد و خم آن به گونهای است که تب درونش را به نمایش میگذارد. حال چرا این بیماری (تب) اینقدر مرا به لرزه میاندازد؟
چو ده عاق فرزند لرزان که هر یک
ز آزار پیری پشیمان نماید
هوش مصنوعی: مانند فرزندان نادان و ناتوان که از آزار و رنجِ پیری دچار تردید و پشیمانی میشوند.
رسن در گلو بر بط از چوب خوردن
چو طفل رسن تاب کسلان نماید
هوش مصنوعی: کودکی که در حال بازی است، وقتی طناب را به گردن بتی بزرگ بیندازد و آن را فشار دهد، به نظر میرسد که سرگرم و مشغول است، اما در واقعیت، این عمل نشاندهنده ضعف و ناتوانی اوست.
رباب از زبانها بلا دیده چون من
بلا بیند آنکو زبان دان نماید
هوش مصنوعی: رباب به خاطر مصایبی که از زبان دیگران متحمل شده، مانند من گرفتار سختی شده است. کسی که زباندان و مطلع است، باید این سختیها را هم تجربه کند.
سیه خانهٔ آبنوسین نائی
به نه روزن و ده نگهبان نماید
هوش مصنوعی: خانهای سیاه و از چوب آبنوس ساخته شده که در کنار نه روزن و با ده نگهبان همچنان میدرخشد.
مگر باد را بند سازد سلیمان
که باد مسیحا به زندان نماید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است سلیمان بتواند باد را به بند بکشد، به گونهای که باد بتواند مانند مسیحا در زندان به پرواز درآید؟
خم چنبر دف چو صحرای جنت
در او مرتع امن حیوان نماید
هوش مصنوعی: خم چنبر دف مانند بیابان بهشتی است که در آن، مکان امنی برای زندگی و رشد حیوانات وجود دارد.
ببین زخمه کز پیش کیخسرو دین
به کین سیاوش چه برهان نماید
هوش مصنوعی: ببین چگونه زخمی که از گذشته به یاد کیخسرو افتاده، به خاطر انتقام سیاوش چه پاسخی خواهد داد.
به گردون در افتد صدا ارغنون را
مگر کوس شاه جهانبان نماید
هوش مصنوعی: صدا و موسیقی به آسمان میرسد مگر اینکه صدای شاه جهان را بشنوند.
جهان زیور عید بربندد از نو
مگر مجلس شاه شروان نماید
هوش مصنوعی: در این دنیا، زیبایی و خوشیها به مناسبت عید دوباره به اوج میرسند، اما فقط در صورتی که حضور و مجالس شاه شروان شکل بگیرد.
رود کعبه در جامهٔ سبز عیدی
مگر بزم خاقان ایران نماید
هوش مصنوعی: رود، در حالی که جامهای سبز بر تن دارد، به مناسبت عید به جشن و مراسم پادشاه ایران میآید.
چو کعبه است بزمش که خاقانی آنجا
سگ تازی پارسی خوان نماید
هوش مصنوعی: بزم او مانند کعبه است و در آنجا خاقانی مانند یک سگ تازی به پارسی شعر میخواند.
چو راوی خاقانی آوا برآرد
صریر در شاه ایران نماید
هوش مصنوعی: وقتی راوی خاقانی صدایش را بلند کند، صدای دلنشینی که دارد، توجه شاه ایران را جلب میکند.
سر خسروان افسر آل سلجق
که سائس تر از آل ساسان نماید
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف یک فرد میپردازد که برتری و عظمت خاصی دارد. او به قدری شایسته و لایق است که میتواند زینت و نشانهای از قدرت و شکوه خاندانهای بزرگ باشد، به ویژه کسانی که بر کشوری حکومت کردند. این فرد طوری به نظر میرسد که میتواند بر صفات و ویژگیهای پادشاهان دیگری که در تاریخ بودهاند، غلبه کند.