برگردان به زبان ساده
در کفم نیست آنچه میباید
در دلم نیست آنچه میشاید
هوش مصنوعی: آنچه که باید داشته باشم در دست من نیست و آنچه که شایسته است در دل من وجود ندارد.
هیچ در صبر دل نبندم از آنک
دانم از صبر هیچ نگشاید
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم دل خود را به صبر ببندم چون میدانم که از صبر هیچ نتیجهای به دست نمیآید.
غمگساری در ابر میجویم
برق او دید هم نمیشاید
هوش مصنوعی: من در جستجوی غمزدایی هستم و در میان ابرها به دنبال آن میگردم، اما حتی دیدن جرقهی امید او نیز برایم ممکن نیست.
صد جگر پاره بر زمین افتد
گر کسی دامنم بپالاید
هوش مصنوعی: اگر کسی دست به دامن من بزند، به اندازهای دلشکستگی و درد وجود دارد که صد قطعه از آن بر زمین خواهد ریخت.
تا من از دست درنیفتم، چرخ
ننشیند ز پای و ناساید
هوش مصنوعی: تا زمانی که من از پا نیفتم، جلسه چرخش زندگی متوقف نمیشود و به هم نمیخورد.
دامن از اشک میکشم در خون
دوست دامن به من کی آلاید
هوش مصنوعی: من از اشکهایم دامنم را به خون دوستم آغشته میکنم، چه کسی میتواند به من نزدیک شود؟
سخت کوش است آه خاقانی
مگر این چرخ را بفرساید
هوش مصنوعی: خاقانی بسیار تلاشگر و کوشا است، شاید بتواند این دنیا را ویران کند.