برگردان به زبان ساده
صورت نمیبندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
کام من اندر دل شکست امید در جان نشکند
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم خود را به نمایش بگذارم و به خیال خودم لبخندی بزنم، زیرا آن محبوب شاداب و سرزنده، عهد و پیمانش را نمیشکند. آرزویم در دل شکسته و امیدم در جانم از بین نمیرود.
از خام کاری خوی او افغان کنم در کوی او
گر شحنهٔ بدگوی او در حلقم افغان نشکند
هوش مصنوعی: من از نادانی و سادگی خود در برابر چهرهاش ناله میکنم، اگرچه حتی اگر نگهبان بدگو و بدبین او هم در برابر من باشد، هیچگاه نمیتواند صدای نالم را خاموش کند.
گفتار من باد آیدش، خون ریختن داد آیدش
گر رنج من یاد آیدش عهد من آسان نشکند
هوش مصنوعی: اگر سخنان من برای او ناپدید شود و او نسبت به خونی که ریخته میشود بیتفاوت باشد، تنها یادآوری رنجهای من میتواند او را به فکر فرو ببرد و این است که عهد و پیمان من به آسانی شکسته نخواهد شد.
تا هجر او سوزد جگر از صبر چون سازم سپر
دانی که دانم این قدر کز موم سندان نشکند
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوری او دلم را بسوزاند، چگونه میتوانم به احساساتم مقاومت کنم؟ میدانم که میتوانم تحمل کنم، زیرا میدانم که مانند موم در برابر گرما و فشار نمیشکنم.
زد نوک ناوک بر دلم تا خسته شد یک سر دلم
هم راضیم گر در دلم سرهای پیکان نشکند
هوش مصنوعی: تا وقتی که عشق مرا خسته نکرده بود، با تیر محبت تو دلم را نشانه گرفت. حالا اگر هم دلم آسیب ببیند، راضیام، چون احساساتم را در این راه خرج کردهام.
آن را که در کار آورد کارش ز رونق چون برد
کان کو به جان گوهر خرد حالی به دندان نشکند
هوش مصنوعی: اگر کسی از دانش و خرد خود در زندگی به درستی استفاده کند و به کار گیرد، هرگز اجازه نخواهد داد که مشکلات یا چالشها او را بشکند و به راحتی ادامه خواهد داد.
زان غمزهٔ کافر نشان ای شاه شروان الامان
آری سپاه کافران جز شاه شروان نشکند
هوش مصنوعی: از آن نگاه فریبنده و نازک به تو، ای شاه شروان، نجاتم را طلب میکنم. بدان که هیچ نیرویی جز شاه شروان نمیتواند لشکر کافران را شکسته و نابود کند.
خاقانی ار خود سنجر است در پیش زلفش چاکر است
گر صبر او صد لشکر است الا به مژگان نشکند
هوش مصنوعی: اگر خاقانی مانند سنجر (شاه) باشد، در برابر زلف او همچون یک خدمتکار است. حتی اگر صبر او به اندازهٔ صد لشکر باشد، نمیتواند از قدرت مژگان او فرار کند.